نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۲۳, پنجشنبه

خودکشی اروپا جلوی پای فاتحی بنام "آلمان"

خودکشی اروپا
جلوی پای فاتحی بنام "آلمان"
اشپیگل آنلاین ــ گزینش و ترجمه رضا نافعی
صدر اعظم آلمان "آنگلا مرکل" می تواند با ایجاد " یورو ـ بوندز" مخالفت ورزد ــ ولی رفتار او  خشم مطبوعات را در سراسر اروپا  برانگیخته است. " لارپوبلیکا" از ایتالیا رفتار او را " نارفیقانه " می خواند و " تایمز " انگلیس، آلمان را حتی در "جنگ با اروپا " می بیند. وقتی خواننده  ای تفسیرهای این هفته را در بارۀ بحران دائمی  اروپا می خواند در می یابد که واژه های " جنگ " و  "بحران یورو" چقدر به  هم نزدیک هستند. حتی نشریه  وزین " تایمز" چاپ لندن، می نویسد: "اگر فرض کنیم که حق با " کلاو زه ویتس" است که می گوید "جنگ ادامه سیاست با ابزار های دیگر است" آنوقت باید گفت که آلمان بار دیگر با اروپا در جنگ است ــ دست کم به این معنی که سیاست آلمان در پی دست یافتن به اهدافی است که اهداف جنگی هستند ــ  یعنی تغییر دادن مرزها و چیره گشتن بر خلق ها." ( تایمز، لندن، 23 نوامبر).
 
اما به میدان آوردن توپخانه ای سنگین، از این دست، فقط ویژه انگلستان نیست. در پاریس، ژاک آتالی، مشاور اقتصادی دو رئیس جمهور فرانسه یعنی میتران و سرکوزی، یک ترازنامه تاریخی را پیش می کشد و از جنگ "وردان " آغاز می کند و می نویسد پس از سالهای  1914، 1919، 1933 و 1936، بنظر می رسد که  اینک سال 2011  سال پنجمین خودکشی اروپاست".
"در سده گذشته، آلمان و فرانسه، یکی پس از دیگری، چهار بار در موقعیتی قرار گرفتند که می توانستند با تصمیمات نابخردانه و شرم آوری که می گیرند  اروپا را به ویرانه ای تبدیل کنند، و این کار را هم کردند. امروز باز اختیار در دست  آلمان است،  سلاح  خود کشی جمعی در پیشروترین قاره جهان در دست آلمان است. اینک  آلمان باید از راهی تنگ بگذرد، راهی که از میان خرید های حمایتی اوراق قرضه بوسیله بانک مرکزی اروپا، و موافقت با ایجاد یورو ــ بوندز می گذرد، آلمان باید از جاده باریکی بگذرد که یک سوی آن را بی بند و باری گرفته  و سوی دیگر آن را خود خواهی . ولی اگر پای در این راه نگذارد، وقوع فاجعه حتمی است.( Slate    پاریس، 22 نوامبر ).
خانم بابارا اسپینلی، دختر آلتیرو اسپینلی، از پایه گذاران اتحادیه اروپا، که تب اروپا دوستی را از پدر به ارث برده است، در تفسیری می نویسد: " راه و رسمی که آلمان برای هدایت اروپا در پیش گرفته همواره عجیب و غریب تر می شود. آنچه در استراتژی دولت آلمان گیج کننده است اندیشه ایست  که  ریشه هائی عمیق در فرهنگ اقتصادی ناسیونالیستی دارد و به  دوران میان دو جنگ جهانی باز می گردد. باز گشت به دکترینی که  معروف به " نظم خانه " است، که طبق آن یک کشور پیش از آن که بفکر همکاری و همبستگی بین المللی باشد، اول باید جلوی در خانه خود را جاروب کند. از نظر کسانی که هوادار سفت و سخت این نظریه هستند سازمان های  بین المللی  اتحادیه اروپا که  فوق کشورهای ملی قرار دارند نمی توانند تصمیمات مشترک سیاسی برای همه  بگیرند، بلکه اول همه باید یکدیگر را کنترل کنند و مواظب باشند که هرکس اول تکالیف منزل خود را انجام بدهد." (لارپوبلیکا، میلان، 24 نوامبر)
 
در پاسخ این نظر، " آیریش تایمز"،  از ایرلند معتقد است که مقاومت آلمان در مورد سیاست بانک مرکزی اروپا اصلا یک مسئله اخلاقی نیست، بلکه هدف آن دفاع از بنیاد پول مشترک است.
„کوچه پس کوچه های شهر یرلین پر است از  مغازه های خنزر پنزر فروشی. در میان میز و صندلی های قدیمی گاه جعبه ای پیدا می کنی که محتوای آن عکس های  رنگ و رو رفته خانوادگی است و در میان آنها اسکناس های زرد شده ای می بینی که روی آن نوشته 50  یا 100 میلیون مارک با مهر و نشان " بانک رایش آلمان ".  برای آنها که بی خبرند، بنظر می رسد که این ها اسکناس هائی هستند برای بازی مونوپلی ولی برای آلمان ها، این کاغذ ها سند  تورم هائی  هستند که در قرن گذشته  دو بار کمر اقتصاد آنها را شکستتند، رفاه را ریشه کن کردند و زندگی را از پای در آوردند. دلیل این که  آلمان نمی خواهد  زیرزمین های بانک مرکزی اروپا  مدفن اوراق بی ارزش قرضه های ملی  شود ترس از این  واقعیت است که منطقه یورو تبدیل به   مغازه های خنزر پنزر فروشی برلین شود، با جعبه هائی پر از اسکناس های 50 میلیون یوروئی". (" آیریش تایمز" دابلین، 24نوامبر)
 
در لندن " گاردین" در این فکر است که شاید آنگلا مرکل در این هفته دست از مقاومت در برابر بانک اروپائی بردارد.        
 "می توان تصور کرد که مرکل بدبینی خود را کنار بگذارد و به بانک اروپا اجازه خرید اوراق بهادار را بدهد. ولی این هم ممکن است که سیاست آلمان به این نتیجه برسد که بحران چنان جدی شده که هزینه نجات یورو خیلی بالا خواهد بود. به هر حال در انتظار پاسخ فوری نباشید، سبک کار مرکل این طور است. ( " گاردین "، لندن، 23 نوامبر)
 
روزنامه اسپانیائی " الپائیز" با مشاهده تعلل مرکل در  تصمیم گیری به یاد دولت از کار برکنار شده زاپاترو در اسپانیا می افتد که صاف و ساده منکر وجود بحران در اسپانیا بود.
"لحن بی خیال و " انگار نه انگار " برلین در حد خطرناکی به لحن حکومت حزب سوسیالیست اسپانیا در سال های  2008\2009 نزدیک شده است. این کندی دیوانه کننده آلمان ها در جستجوی راه حل مناسب برای مسئله ارتباط بسیار بسیار زیادی با انکار دو نکته دارد. یکی انکار این که  بانک های آلمان مشکلات آنچنانی ندارند و دیگر انکار عواقب بد صرفه جوئی هایشان در مصرف  و سیاست حفظ مازاد بازرگانی در داخل اتحادیه اروپا." ( " الپائیز" مادرید،22نوامبر) .
 
خانم آنا گمش، نماینده پرتغال در پارلمان اروپا، از طریق روزنامه " پوبلیکو"  از برلین تقاضا می کند که مسئولانه رفتار کند.
"دوستان عزیز آلمانی، اروپا برای این بوجود آمد که جلوی جنگها  گرفته شود و آلمان موظف به  اجرای یک پروژه مشترک و مبتنی بر همبستگی و پیشرفت  و دموکراسی  گردد. اگر یورو فروپاشد، اروپا هم فرو پاشیده است. اگر یورو و بازار داخلی اروپا نباشد، آلمان نفوذ خود، بازارهای خود و همسایگان خود  را از دست خواهد داد و غاز شما که حالا تخم طلا می گذارد، خواهد مرد. مسئول اصلی آن شما خواهید بود، زیرا شما وظائف نیرومندترین و ثروتمندترین قدرت اروپائی را انجام نمی دهید."( " پوبلیکو" لیسبن، 23 نوامبر)
 
ولی در لهستان که پول آن یورو نیست، همکاری با آلمان بر پاشنه ای دیگر می گردد. هفته نامه  "Uwaam Rez  " بدون احساس چِندش به تحلیل گسترش " قدرت ملایم " بسوی شرق می پردازد.
"بخش های وسیعی  از خاک لهستان در آنسو ی رود های " اُدر و نایسه " برای فعالیت های اقتصادی و سیاسی آلمان هایئ که رفتاری صلح آمیز  دارند و کت و شلوار هائی کار طراحان مد بر تن،  گشوده است. کارشناسان ارشد آلمانی که  در دانشگاهها و آزمایشگاههای بزرگ در خدمت قدرت و شهرت فن آوری آلمان هستند در لهستان به کار گرفته می شوند و همه از این کار بهره ور  می گردند..
در علوم سیاسی، گاهی از قرن بیستم بعنوان " پاکس آمریکانا " یاد می کنند به این معنا که مناسبات و هنجارهای سیاست صلح پس از جنگ جهانی دوم آنست که آمریکائی ها تعیین کرده اند. آیا در قرن بیست و یکم بر اروپای مرکزی و شرقی " پاکس گرمانیکا " مسلط خواهد شد؟ اگر چنین باشد موردی خواهد بود از طعنه تاریخ. ( اشاره  ایست به این واقعیت که راهی که آلمان در قرن بیستم با جنگ نتوانست بگشاید  در قرن بیست و یکم بدون جنگ باز شده است. م.)  (  "Rze    Uwaa"، ورشو، 21 نوامبر)    

هیچ نظری موجود نیست: