نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۲۳, پنجشنبه

جنبش وال استريت وشعاراشغال کنگره!گامی تازه تقی روزبه فشارپليس آمريکا به جنبش وال استريت درسراسرآمريکا ودرايالت ها وشهرهای مختلف آن گسترش بی سابقه ای يافته است. حمله به اماکن وکمپ های اشغال شده وسايرنقاط تجمع ،جمع آوری چادرها، دستگيری های گسترده صدها نفری وبکارگيری خشونت ومجروح ومصدوم ساختن معترضان، بخشی ازاين تهاجمات پليس به شمارمی رود. فيلم پاشيدن خونسردانه اسپری به چشمان دانشجويان متحصن که سبب خشم ميليونها بيننده شد،تنها گوشه ای ازخشونت های بکاررفته است. درچنين شرايطی جنبش اشغال واستريت درگامی جديد باشعار اشغال وبازپس گيری کنگره آمريکا درشهرواشنگتن گام تازه ای را درتعميق مبارزات خويش برداشته است.تمرکزاصلی جنبش در ادامه تاکتيک جديد خود،متوجه ساختمان ها واماکن استراتژيکی در حد فاصل ساختمان کاخ سفيد وکنگره است که مرکزلابی گری ورايزنی های سياسی طبقه سياسی حاکمه است. باين ترتيب اگراشغال وال استريت نماد آماج قراردادن وجوه اقتصادی طبقه حاکم بورژوازی ودررأس آن سرمايه مالی وبورس بازبوده است،شعاراشغال کنگره وتمرکزدرمنطقه اقامت کارگزاران سياسی سرمايه نشان دهنده هدف گرفتن وجه سياسی نظام مسلط است که درکل تصويرجامع تری ازکليت مبارزه سياسی واقتصادی ورابطه جداناپذير پيکره اقتصادی وسياسی طبقه حاکم و نفوذ بلامنازع وال استريت وسرمايه مالی برقدرت ودستگاه سياسی است.بی شک درهيچ مبارزه طبقاتی واقعی عرصه اقتصادی وسياسی نمی تواند ازهم جدا باشد. ازقضا يکی ازويژگی های جنبش های جديد،پايان دادن به اگسست وافسانه جدائی بين مبارزه برای مطالبات معيشتی-اقتصادی ازمبارزه سياسی است. گسستی که از ِقبل آن سرمايه داری توانسته است مبارزات منفرد وغيرسياسی مانده طبقه کارگر را به باتلاق رفرميسم روانه سازد.درشرايطی که کل زندگی وهمه حوزه های اجتماعی مورد تاخت وتازسودجوئی قرارگرفته وبه کالاتبديل شده است،پايان دادن به اين نوع دوگانگی ها ازشروط اساسی جنبش های ضدسرمايه داری است. يکی ديگرازمهمترين دست آوردهای اين جنبش دربرگزاری تجمعات اخيرخود در واشنگتن، جلب حمايت اتحاديه بين المللی کارگران بخش خدمات عمومی است که ازبزرگترين اتحاديه های ايالات متحده محسوب می شود .قبلا نيزشاهد پيوند اين جنبش با برخی اتحاديه های های مزدوحقوق بگيران اوکلند ويا بعضا درنيويورک بوده ايم که درمجموع نشاندهنده گام مثبتی است که در جهت پيوند بخشهای مختلف طبقه بزرگ استثمارشونده وجنبش های مختلف ودرراستای تحقق شعار99 درصدی ها دربرابريک درصدی ها است.بهرحال بدون پيوند بخش های مختلف جنبش مزدوحقوق بگيران اعم ازبيکاران وکم کاران وحتی بی خانمان ها وطردشدگان با کارگران شاغل دربخش های گوناگون وهم چنين باجنبش زنان ودانشجويان وروشنفکران مترقی وجوانان، امکان شکل گيری يک جنبش گسترده توده ای که قادربه تحميل مطالبات خود به بورژوازی وتداوم راه پيمائی خود برای ايجاد جهانی ديگر،ممکن نيست. ازهمين روبسياری بر ضرورت پيوند خيابان با کارخانه ها وادارات، وبی خانمان ها وطردشدگان جامعه و يا بردن آن به درون خانه های مردم ويافتن راه کارهای مؤثروابتکاری برای سراسری کردن مجامع و فضا مکان های اشغال شده-هم نفوذ افقی هم عمقی- تأکيد می کنند.چرا که بدون توجه به آن بيم مصادره ويافرسوده زمين گيرشدن جنبش -تاکتيک های اصلی بورژوازی برای ازکارانداختن آن- وجود دارد. ازسوی ديگر عليرغم گسترش سرکوب وفشار باتوجه به تشديد بحران روزافزون بحران اقتصادی درچهارگوشه جهان وازجمله درخود آمريکا وسياست های راست روانه بخش نيرومندی ازطبقه سياسی حاکم بويژه جمهوری خواهان ومسأله رقابت های انتخاباتی پيشارو،بعيد است آنگونه که رسانه های انحصاری سرمايه داران تبليغ وادعامی کنند جنبش فروکش کند وافت وخيزهای مقطعی ناشی ازسرکوب را نمی توان نشانه ای برصحت آن دانست. اينها درواقع بخشی ازجنگ روانی-تبليغاتی بورژوازی وقدرت های حاکم باهدف دلسرد ونا اميدکردن مردم است. اعتراض کنندگان در شهرواشنگتن، پايتخت سياسی آمريکا،ازتاکتيک های گوناگونی ازتحصن درمقابل منطقه چمن جلوی کنگره،تاتحصن وتجمع دفترسخنگوی کنگره ويا دفتررهبراقليت کنگره وتا مسدودکردن رفت وآمد درتقاطع های اين محدوده حساس واشنگتن استفاده می کنند.دربرخی نقاط هم صحبت ازتاکتيک اعتصاب سراسری است که درصورت فراهم شدن زمينه وقوع و فراگيرشدن آن بی ترديد گام مهمی برای اعمال فشاربه طبقه حاکم وتوده ای شدن دامنه جنبش خواهد بود. شعارهائی چون اشغال وال استريت واشغال کنگره و يا خانه مردم را پس بگيريد واشغال اماکن ديگر وبرپائی مجامع عمومی خود درتمامی عرصه های زندگي، اصلی ترين تاکتيکی است که جنبش ضدسرمايه داری برای درهم شکستن تهاجم بورژوازی به رندگی ومعيشت مردم وازجمله سياست های موسوم به رياضت اقتصادی و گشودن راه پيشروی خود به سوی اهداف بالاتربکارمی گيرد.اين تاکتيک چيزی جز بازپس گيری فضا-مکان های بی شماری نيست که سرمايه باشغال خود درآورده است.هدف اصلی تغييراين يا آن سياست نيست بلکه تغييرکل سياست ها وکل مناسبات اجتماعی ولاجرم همانطورکه شعارآن داده می شود ويران کردن لانه بورژوازی ودشمنان مردم زحمتکش است. بااين همه بايد تأکيد کرد که بجزجهت گيری های کلی هيچ چيز چه اهداف شفاف وروشن وچگونگی پيشروی وتاکتيک ازقبل تعيين شده نيست.بلکه همه آنها درمتن حرکت وتوسط تغييردهندگان جهان ومحک زدن آنها درعمل پرورده وهمه گيرمی شود.مهم آنست که دردل بحران بزرگ سرمايه علاوه برسويه سرمايه که هميشه فعال وهمه کاره بوده اند،سويه ديگری نيزفعال شده ودارد به ميدان می آيد.دردل اين گونه جنبش هاست که تسويه با تجارب ناموفق قرن گذشته،آزمون راه های نو برای پيشروی ودرهم شکستن شماری ازکليشه های جان سخت، صورت می گيرد.جنبش های رهائی بخش هميشه با بن بست شکنی ها وارائه افق های نووغافگيرکننده همراه هستند. بی ترديد جنبش ها ومردم درحين مبارزه برای تغييرشرايط است که ره صدساله می پيمايند وقادربه خوددگرگونی وکسب آگاهی وعزمی می شوند که درشرايط سکون وبی حرکتی دست يابی به آنها ناممکن است. درشرايط سکون اين بورژوازی است که به بازتوليد عناصروعوامل چرخه حياتی خود وحل بحران بسود خويش می پردازد، ولی با به صحنه آمدن انسان خواهان تغييروخواهان جهانی ديگرومعترض به استثماروتباهی انسانها،چرخه اين بازتوليد دچاروقفه وگسست شده وبحران حاکم می تواند درراستای شکوفائی او حل وفصل شود. آن چه را که امروزآغازشده است تنها بايد نقطه شروع يک راه پيمائی بزرگ وطولانی دانست که ولو آنکه با افت وخيزهمراه باشد، متوقف نخواهد شد ودرجريان حرکت وتجارب خويش تعميق بيشتری خواهد يافت. مردم درحين حرکت می آموزند، وخود وشرايط حاکم برخود را دگرگون می کنند و دارای افق ها واميدهای جديد می شوند. 2011-12-11 20-09-1390 http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/ 20 آذر 1390



جنبش وال استريت وشعاراشغال کنگره!گامی تازه
تقی روزبه


فشارپليس آمريکا به جنبش وال استريت درسراسرآمريکا ودرايالت ها وشهرهای مختلف آن گسترش بی سابقه ای يافته است. حمله به اماکن وکمپ های اشغال شده وسايرنقاط تجمع ،جمع آوری چادرها، دستگيری های گسترده صدها نفری وبکارگيری خشونت ومجروح ومصدوم ساختن معترضان، بخشی ازاين تهاجمات پليس به شمارمی رود. فيلم پاشيدن خونسردانه اسپری به چشمان دانشجويان متحصن که سبب خشم ميليونها بيننده شد،تنها گوشه ای ازخشونت های بکاررفته است.
درچنين شرايطی جنبش اشغال واستريت درگامی جديد باشعار اشغال وبازپس گيری کنگره آمريکا درشهرواشنگتن گام تازه ای را درتعميق مبارزات خويش برداشته است.تمرکزاصلی جنبش در ادامه تاکتيک جديد خود،متوجه ساختمان ها واماکن استراتژيکی در حد فاصل ساختمان کاخ سفيد وکنگره است که مرکزلابی گری ورايزنی های سياسی طبقه سياسی حاکمه است.
باين ترتيب اگراشغال وال استريت نماد آماج قراردادن وجوه اقتصادی طبقه حاکم بورژوازی ودررأس آن سرمايه مالی وبورس بازبوده است،شعاراشغال کنگره وتمرکزدرمنطقه اقامت کارگزاران سياسی سرمايه نشان دهنده هدف گرفتن وجه سياسی نظام مسلط است که درکل تصويرجامع تری ازکليت مبارزه سياسی واقتصادی ورابطه جداناپذير پيکره اقتصادی وسياسی طبقه حاکم و نفوذ بلامنازع وال استريت وسرمايه مالی برقدرت ودستگاه سياسی است.بی شک درهيچ مبارزه طبقاتی واقعی عرصه اقتصادی وسياسی نمی تواند ازهم جدا باشد. ازقضا يکی ازويژگی های جنبش های جديد،پايان دادن به اگسست وافسانه جدائی بين مبارزه برای مطالبات معيشتی-اقتصادی ازمبارزه سياسی است. گسستی که از ِقبل آن سرمايه داری توانسته است مبارزات منفرد وغيرسياسی مانده طبقه کارگر را به باتلاق رفرميسم روانه سازد.درشرايطی که کل زندگی وهمه حوزه های اجتماعی مورد تاخت وتازسودجوئی قرارگرفته وبه کالاتبديل شده است،پايان دادن به اين نوع دوگانگی ها ازشروط اساسی جنبش های ضدسرمايه داری است.
يکی ديگرازمهمترين دست آوردهای اين جنبش دربرگزاری تجمعات اخيرخود در واشنگتن، جلب حمايت اتحاديه بين المللی کارگران بخش خدمات عمومی است که ازبزرگترين اتحاديه های ايالات متحده محسوب می شود .قبلا نيزشاهد پيوند اين جنبش با برخی اتحاديه های های مزدوحقوق بگيران اوکلند ويا بعضا درنيويورک بوده ايم که درمجموع نشاندهنده گام مثبتی است که در جهت پيوند بخشهای مختلف طبقه بزرگ استثمارشونده وجنبش های مختلف ودرراستای تحقق شعار99 درصدی ها دربرابريک درصدی ها است.بهرحال بدون پيوند بخش های مختلف جنبش مزدوحقوق بگيران اعم ازبيکاران وکم کاران وحتی بی خانمان ها وطردشدگان با کارگران شاغل دربخش های گوناگون وهم چنين باجنبش زنان ودانشجويان وروشنفکران مترقی وجوانان، امکان شکل گيری يک جنبش گسترده توده ای که قادربه تحميل مطالبات خود به بورژوازی وتداوم راه پيمائی خود برای ايجاد جهانی ديگر،ممکن نيست.
ازهمين روبسياری بر ضرورت پيوند خيابان با کارخانه ها وادارات، وبی خانمان ها وطردشدگان جامعه و يا بردن آن به درون خانه های مردم ويافتن راه کارهای مؤثروابتکاری برای سراسری کردن مجامع و فضا مکان های اشغال شده-هم نفوذ افقی هم عمقی- تأکيد می کنند.چرا که بدون توجه به آن بيم مصادره ويافرسوده زمين گيرشدن جنبش -تاکتيک های اصلی بورژوازی برای ازکارانداختن آن- وجود دارد.
ازسوی ديگر عليرغم گسترش سرکوب وفشار باتوجه به تشديد بحران روزافزون بحران اقتصادی درچهارگوشه جهان وازجمله درخود آمريکا وسياست های راست روانه بخش نيرومندی ازطبقه سياسی حاکم بويژه جمهوری خواهان ومسأله رقابت های انتخاباتی پيشارو،بعيد است آنگونه که رسانه های انحصاری سرمايه داران تبليغ وادعامی کنند جنبش فروکش کند وافت وخيزهای مقطعی ناشی ازسرکوب را نمی توان نشانه ای برصحت آن دانست. اينها درواقع بخشی ازجنگ روانی-تبليغاتی بورژوازی وقدرت های حاکم باهدف دلسرد ونا اميدکردن مردم است.
اعتراض کنندگان در شهرواشنگتن، پايتخت سياسی آمريکا،ازتاکتيک های گوناگونی ازتحصن درمقابل منطقه چمن جلوی کنگره،تاتحصن وتجمع دفترسخنگوی کنگره ويا دفتررهبراقليت کنگره وتا مسدودکردن رفت وآمد درتقاطع های اين محدوده حساس واشنگتن استفاده می کنند.دربرخی نقاط هم صحبت ازتاکتيک اعتصاب سراسری است که درصورت فراهم شدن زمينه وقوع و فراگيرشدن آن بی ترديد گام مهمی برای اعمال فشاربه طبقه حاکم وتوده ای شدن دامنه جنبش خواهد بود.
شعارهائی چون اشغال وال استريت واشغال کنگره و يا خانه مردم را پس بگيريد واشغال اماکن ديگر وبرپائی مجامع عمومی خود درتمامی عرصه های زندگي، اصلی ترين تاکتيکی است که جنبش ضدسرمايه داری برای درهم شکستن تهاجم بورژوازی به رندگی ومعيشت مردم وازجمله سياست های موسوم به رياضت اقتصادی و گشودن راه پيشروی خود به سوی اهداف بالاتربکارمی گيرد.اين تاکتيک چيزی جز بازپس گيری فضا-مکان های بی شماری نيست که سرمايه باشغال خود درآورده است.هدف اصلی تغييراين يا آن سياست نيست بلکه تغييرکل سياست ها وکل مناسبات اجتماعی ولاجرم همانطورکه شعارآن داده می شود ويران کردن لانه بورژوازی ودشمنان مردم زحمتکش است. بااين همه بايد تأکيد کرد که بجزجهت گيری های کلی هيچ چيز چه اهداف شفاف وروشن وچگونگی پيشروی وتاکتيک ازقبل تعيين شده نيست.بلکه همه آنها درمتن حرکت وتوسط تغييردهندگان جهان ومحک زدن آنها درعمل پرورده وهمه گيرمی شود.مهم آنست که دردل بحران بزرگ سرمايه علاوه برسويه سرمايه که هميشه فعال وهمه کاره بوده اند،سويه ديگری نيزفعال شده ودارد به ميدان می آيد.دردل اين گونه جنبش هاست که تسويه با تجارب ناموفق قرن گذشته،آزمون راه های نو برای پيشروی ودرهم شکستن شماری ازکليشه های جان سخت، صورت می گيرد.جنبش های رهائی بخش هميشه با بن بست شکنی ها وارائه افق های نووغافگيرکننده همراه هستند.
بی ترديد جنبش ها ومردم درحين مبارزه برای تغييرشرايط است که ره صدساله می پيمايند وقادربه خوددگرگونی وکسب آگاهی وعزمی می شوند که درشرايط سکون وبی حرکتی دست يابی به آنها ناممکن است. درشرايط سکون اين بورژوازی است که به بازتوليد عناصروعوامل چرخه حياتی خود وحل بحران بسود خويش می پردازد، ولی با به صحنه آمدن انسان خواهان تغييروخواهان جهانی ديگرومعترض به استثماروتباهی انسانها،چرخه اين بازتوليد دچاروقفه وگسست شده وبحران حاکم می تواند درراستای شکوفائی او حل وفصل شود. آن چه را که امروزآغازشده است تنها بايد نقطه شروع يک راه پيمائی بزرگ وطولانی دانست که ولو آنکه با افت وخيزهمراه باشد، متوقف نخواهد شد ودرجريان حرکت وتجارب خويش تعميق بيشتری خواهد يافت. مردم درحين حرکت می آموزند، وخود وشرايط حاکم برخود را دگرگون می کنند و دارای افق ها واميدهای جديد می شوند.
2011-12-11 20-09-1390
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/



20 آذر 1390   

هیچ نظری موجود نیست: