نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

۱۳۹۰ خرداد ۶, جمعه

شام - حمص - الرستن - مظاهرة جمعة حماة الديار 27-5 ج2

بازی زودهنگام برای دوران پس از احمدی نژاد

بازی زودهنگام برای دوران پس از احمدی نژاد
منصور امان
همانگونه که آیت الله خامنه ای هزینه ی گُماردن دست نشانده خود بر مسند ریاست جمهوری در سال 88 را به طور شخصی از کیسه آتوریته اش در باند خویش و اقتدار در جامعه پرداخت، اینک نیز چنین می نماید وی ناچار است مخارج کمر شکن برکناری گُماشته حریص خویش را نیز از همین محل بپردازد.
خیزشهای پس از نمایش انتخابات ریاست جمهوری و رویارویی مُستمر و متوقف نشده جامعه با ولی فقیه، شُل کردن سر کیسه قدرت برای از سر گُذراندن بُحران کنونی در دستگاه آن را برای آیت الله خامنه ای به یک انتخاب حیاتی و همزمان اجباری تبدیل کرده است. او در حالی که پذیرش هر بخشی از خواسته های جامعه را با پایان کار خود برابر می شمارد، آماده است از طریق عقب نشینی از سیاست یکدست سازی و کاستن از تمامیت خواهی جاه طلبانه اش، موقعیت ضربه خورده خود را با جذب شُرکای قدیمی و نوازش سهامداران جدید ترمیم کند.
از این رو، موضوع اصلی برای آقای خامنه ای، نه پرداخت هزینه که، پایین آوردن میزان آن و از سر گُذراندن آشوب زیر خیمه با کمترین خسارت است. کم ریسک ترین اقدامی که او می تواند به عُنوان امتیاز به طرفهایش قالب کند، اجازه شرکت در انتخابات آتی مجلس به باندهای اخراج شده ی "اصلاح طلب" و "کارگُزاران" در برابر کوفتن "فتنه سبز" چه با پنبه و چه با آهن است؛ اقدامی که به گونه نمادین بازگشت آنها به بازی را مادی می کند، بدون آنکه به گونه واقعی بازیگران دوباره فعال شده را در شکل دادن به آن شرکت داده باشد.      
در این میان، پیام "رهبر" به همه ی طرفها رسیده است؛ از حُجت الاسلام خاتمی که برای شرکت در ضیافت آشتی کُنان عبای تازه ای از صندوق بیرون آورده تا حامیان پیشین فراکسیون نظامی - امنیتی دولت که با حرارت تمام هر روز "وجوه مُشترک" بیشتری میان "جریان انحرافی" با "فتنه" و "بی بصیرتها" کشف می کنند.
مُخالفت خوانی طیف مزبور با نقشه درخشان "آقا"یش نه فقط نُطفه یک انشعاب جدید و این بار زیر بینی او در بیت اش را می بندد بلکه، می تواند به خوبی ته مانده راهکار وی را به آرزویی نقش برآب شده بدل ساخته و موقعیت "رهبر" را وخیم تر از آنچه که هست، کند.
در این میان آقای رفسنجانی نیز – یک درجه هوشیار تر از حُجت الاسلام خاتمی - با توجه به تنگنای آیت الله خامنه ای علامت می دهد که با وجود "جریان تحجُر" پُشت چُپُق وحدت، آتش مُعامله گُر نخواهد گرفت. او این موضع را به پُشت گرمی راست سُنتی، جریانی که آقای خامنه ای و فراکسیون اش برای آن هوو گرفت، اتخاذ کرده است.   
بنابراین، اغراق نیست اگر گفته شود، چالش اصلی همه باندها و گرایشهای مزبور این است که از نمد حذف آقای احمدی نژاد و فراکسیون نظامی – امنیتی دولت برای چه کسی کُلاه دُرُست می شود. این در حالی است که هنوز تکلیف پارامتر ابتدایی این مُعادله یعنی، سه طلاقه کردن سوگُلی "آقا" روشن نشده و جدال در محضرخانه در پیش روست.   
 

اختصاصی؛ افشای قرارداد ننگین ۲۱ آوریل ایران و چین/ واگذاری امتیاز نفت و گاز ایران به چین

ميلادی ( که زمان پيش بينی شده برای اجرای قراردادهای نفت و گاز است) بالغ بر ۱۵۴ ميليارد دلار و سهم قرارگاه خاتم الانبياء را از قراردادهای گاز ۲۶۴ ميليارد و۸۰۰ ميليون دلار برآورد می کنند.

ملت بزرگ ايران! کارشناسان ايران سبز بعنوان گروهی از فرزندان اين سرزمين که تنها خواسته آنها آزادی و سربلندی ملت ايران است همواره تلاش داشته و دارد که با هر آنچه استقلال و آزادی ايران زمين را به خطر اندازد مقابله نمايد و با افشای رويداد های پشت پرده ، خيانت های حکومت تبهکاری که بر جان و مال ملت ما چيره شده اند را آشکار سازد و در چارچوب آگاه سازی عمومی ، آرامش خيال را از حکومت مستبد سلب نمايد.

در همين راستا کارشناسان ايران سبز مفاد قرارداد جديد نفتی بين دولتهای ايران و چين که در روز ۲۱ آوريل۲۰۱۱ امضاء شد را منتشر می سازد که به وضوح نشان می دهد " ملی بودن صنعت نفت ايران" از ميان برداشته شده و امتيازمنابع نفت و گاز ايران رسما به چينی ها وا گذار شده است.

چندی پيش درکميته مشترک اقتصادی ايران و چين قراردادی به امضاء رسيد که عملا مالکيت بر منابع نفت و گاز را از مردم ايران سلب می کند . دستورالعمل و مفاد اين قرارداد نفتی در طول ماههای گذشته معين شده بود واين کميسيون مشترک بايد زمينه لازم را برای امضای نهايی قرارداد آماده می کرد. قراردادی که عملا خفت بار ترين قرارداد نفتی بين ايران و يک دولت خارجی محسوب می شود.

پيش زمينه
طبق بررسی های انجام شده توسط کارشناسان ، در سال ۲۰۰۹ که روابط نفتی ايران و چين به بالاترين حد خود رسيده بود و قراردادهای بلند مدت مخفيانه يکی بعد از ديگری امضاء می شد چينی ها موظف بودند درحوزه های نفتی ايران چهار ميليارد دلار سرمايه گذاری کنند. اما شواهد نشان می داد که آنها در مقابل سود سرشاری که نصيب خود می سازند فقط ۵۷۰ ميليون دلار سرمايه گذاری کرده اند!

چينی ها در آغاز سال ۲۰۱۰ اعلام کردند که به دليل تغييراتی که مداوما از سوی قرارگاه خاتم الانبياء (به عنوان کارفرما ) پيشنهاد می شود فقط در چارچوب شرايط جديد حاضر به همکاری می باشند. چينی ها در اين مرحله پيشنهاد کردند طرف های ايرانی بايد ۹۰% سهم خود را بجای دلار، يوان چين دريافت کنند. همچنين معادل ۷۰% کل مبلغ قراردادهای نفتی نيز کالای چينی به ايران فروخته شود. اين پيشنهاد ها پس از مدتی کلا مورد قبول طرف ايرانی قرار گرفت.

پس از آن بود که چينی ها با هماهنگی قرارگاه خاتم الانبياء پيشنهاد های جديد ديگری را به حکومت ايران ارائه کردند. آنها اعلام داشتند بازار نفتی ايران جدای از موضوع احداث پالايشگاههای جديد برای آنها جذابيت زيادی ندارد و چون ايران به دليل تحريمهای بين المللی قادر به احداث پالايشگاه نيست مديريت اين بخش هم به چينی ها واگذار شود. مقامهای حکومتی اين پيشنهاد را نيز پذيرفتند. بر اين اساس مقرر شد ۴۶ ميليارد دلار هزينه احداث پالايشگاههای جديد نفتی به چينی ها پرداخت شود و متقابلا چينی ها پذيرفتند در تمامی پروژه های مربوط به پالايشگاه شرکت های وابسته به قرارگاه خاتم الانبياء را بعنوان ناظر ومشاور پروژه انتخاب کنند!

در اواسط سال ۲۰۱۰ مجددا چينی ها از موقعيت خود در بازار نفت و گاز ايران ابراز ناخشنودی کردند و اعلام نمودند که سهم آنها از بازار به موازات ريسک اقتصادی آنان در برابر تحريم ها رشد نکرده و اينک زمان آن فرا رسيده تا امتيازهايی دائمی را نصيب خود سازند و الا رها کردن بازار نفت ايران در اين شرايط بحرانی کار سختی نيست. آنها همچنين پيشنهاد کردند که بر اساس بررسی های مفصل خود به اين نتيجه رسيده اند که سهم قرارگاه خاتم الانبياء ، نهاد رهبری و شرکت ملی نفت ايران را در قرارداد جديد به تفکيک و به صورت مستقل پرداخت نمايند و در صورتی که واگذاری امتيازهای نفتی مطابق نظر چين تحقق پذيرد ، پيش پرداخت های کلانی نيزبه اين بخش ها پرداخت می شود تا مشکلات مالی حکومت ايران در شرايط فعلی مرتفع گردد. درهنگام بررسی و امضای اين قرارداد در چين ، علاوه بر خيل هيات اعزامی ، می توان به حضور سردار فيروز آبادی به نمايندگی از سوی دفتر رهبری و علی سعيدی به نمايندگی از سوی قرارگاه خاتم الانبياء اشاره کرد.

قرارداد ضدملی ۲۱ آوريل ۲۰۱۱
بر اساس قرارداد امضا شده که جزييات آن در پی می آيد ، تمامی مراحل استخراج ، توزيع و فروش نفت و گازايران که قريب به اتفاق منابع نفت و گاز را شامل می شود به دولت چين واگذار گرديد. "پترو نهاد" که تشکيلات ويژه کنترل استخراج و فروش نفت در دفتر علی خامنه ای است هم به موازات همين قرار داد تشکيل شد. پترو نهاد در اين قرارداد تحت عنوان "پترونهاد - بنياد " فعاليت می کند و دفتر ويژه ای را نيزدر شانگهای چين راه اندازی کرده است که از آن به عنوان " پترونهاد- شانگهای" نام برده می شود.

در اين پروتکل سهم پترو نهاد - بنياد و پترونهاد - شانگهای به تفکيک به حساب هرکدام واريز می شود و اين جدای از سهم قرارگاه خاتم الانبياء و شرکت ملی نفت ايران است.

قرارداد پيشنهادی چينی ها پس از تاييد دولت اين کشور به دفتر رهبری ايران ارسال شد زيرا چينی ها اجرای قرارداد را منوط به تاييد علی خامنه ای دانسته بودند . پس از آن گروهی از اعضای دفتر رهبری به سرپرستی علی اکبر ولايتی ضمن ديدار با رهبر حکومت و وخيم اعلام کردن اوضاع اقتصادی کشور ، نظر موافق وی را برای امضای قرارداد جلب کردند. ولايتی و همراهان در اين ديدار اعلام کردند که تنها راه نجات اقتصاد کشور از تحريمهای بين المللی وبحران توليد و فروش نفت و گازکشور واگذاری امتياز استخراج و صدور نفت به چينی هاست و در غير اينصورت چاره ای جز تسليم در برابر تحريم ها نيست.

به گزارش کارشناسان ايران سبز پس از تاييد واگذاری امتياز بخش عظيمی از منابع نفت و گاز ايران به چين از سوی علی خامنه‌ای ، اين قرارداد روز۲۱ آوريل ۲۰۱۱ توسط "شمس الدين حسينی" وزير اقتصاد ودارايی ايران و "چن و مينک" وزير تجارت چين امضاء گرديد.

چينی ها در اين قرارداد به ازاء حضور مستقل پترونهاد - بنياد و پترونهاد - شانگهای ، قرارگاه خاتم الانبياء و شرکت ملی نفت ايران! شرکت های متعددی از نفت و گاز چين را در اين امتيازات سهيم کردند. شرکت های " سينوک" ، " سينو پک " ، "چاينا پترو شيميکال" ، "چاينا نچرال گاز" ، "چاينا نچرال پتروليوم کورپريشن" ، "فووش کميکال" ، از جمله اين شرکت ها هستند. بعلاوه چينی ها با زيرکی خاصی شرکت های " گاز پروم " ، " لوکول " ، و " رز نفت " روسيه را نيز با خود همراه ساخته و با واگذاری سهم کمی از برخی پروژه نفت و گاز ايران، آنان را در اين غارت آشکار منابع ملی ايران با خود هم پيمان ساخته اند. ياد آور می گردد برای هرکدام از مناطق نفتی و گازی اعلام شده در قرارداد ، پروتکل جداگانه ای به امضاء رسيده است.


خلاصه مفاد بخش " نفت" قرارداد ننگين ۲۱ آوريل ۲۰۱۱
۱- حوزه نفت و گاز پارس جنوبی : فازهای ۱۴ تا ۲۶ ؛ ۶۹ % سهم چينی ها ( سينوک و سينوپک ) ۳۱% سهم قرارگاه خاتم الانبياء

۲ - حوزه نفتی آزادگان : ۶۶ % شرکت های چينی ( که ۹ درصد سهم خود را به لوکا اويل روسيه واگذار کرده اند) و ۱۴ % سهم شرکت ملی نفت ايران ، ۱۰% سهم قرارگاه خاتم الانبياء و ۱۰ % سهم پترونهاد - بنياد

۳ - حوزه نفتی يادآوران : حوزه نفتی کوشک و حسينيه ؛ ۵۸% سهم سينوک و فووش چين ، ۲% پترونهاد - بنياد ۲% پترو نهاد - شانگهای و ۳۸% سهم شرکت ملی نفت ايران

۴ - حوزه نفتی منصور آباد: ۵۷% سهم شرکت ملی نفت چين ، ۳% پترونهاد - بنياد و ۴۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

۵ - حوزه نفتی پارس شمالی: ۴۰% سهم شرکت ملی نفت چين ، ۳۰% پترو نهاد - بنياد و ۳۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

۶ - حوزه نفتی چنگوله: ۳۵% سهم شرکت ملی نفت چين ( به همراه سينوشيميکال گروپ) ، ۱۶ % رز نفت روسيه ، ۴% پترونهاد - شانگهای و ۴۵% سهم خاتم الانبياء

۷ - حوزه نفتی آذر: ۴۰% سهم شرکت های سينوک و شانگهای پترو کميکال چين ، ۱۵% شرکت های روسی ، ۵% پترونهاد - بنياد و ۴۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

۸ - حوزه نفتی انديمشک: ۵۰% سهم سينوک چين ، ۲۴% قرارگاه خاتم الانبياء ، ۲۰% شرکت ملی نفت ايران و۶% سهم پترونهاد - شانگهای


۹ - حوزه نفتی رامين ؛ فازهای يک تا پنج: ۵۲% سهم چاينا پترو ليوم ، ۱۰% سهم لوک اويل روسيه و ۳۸% سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۰ - حوزه نفتی سومار: ۴۰% سهم سينوک چين ، ۴۰% خاتم الانبياء و ۲۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

.........

به عقيده کارشناسان ، ميزان ذخاير نفتی در ۱۰ حوزه مورد اشاره بالغ بر ۸۸ ميليارد بشکه تخمين زده می شود که ارزش آن به صورت غير فراورده ای و خام حدود ۱۰۴۴ ميليارد دلار است و در صورتی که بخشی از آن به فراورده های نفتی تغيير کند ارزش آن به رقم ۱۶۵۲ ميليارد دلار بالغ می گردد.


ارزيابی ها همچنين نشان می دهد که پترو نهاد - بنياد و پترونهاد - شانگهای و همچنين قرارگاه خاتم الانبياء سهم خود را تا سال ۲۰۲۵ ميلادی به تفکيک هر کدام ، حدود ۸۰ ميليارد دلار برآورد کرده اند. بعلاوه توجه به اين نکته مهم حائز اهميت است که دولت چين و شرکت های نفتی وابسته به آن برای کسب امتيازهای نفت و گاز مبالغ هنگفتی را به حساب های شخصی يا گروهی طرف قراردادهای ايرانی واريز کرده اند که از ميزان دقيق و محل واريز اين مبالغ اطلاع دقيقی در دست نيست.

اما شواهد نشان می دهد که يک شرکت کارگزاری امور بانکی در مالزی ، تمامی ارتباطات و تشکيلات عظيم خود را برای حساب سازی وگشايش حساب برای مقامهای سياسی و امنيتی ايران که دخيل در اين قراردادها هستند به کار گرفته است. همچنين تعداد زيادی از وابستگان به محمود احمدی نژاد و علی خامنه ای در بين تصميم گيران و صاحبان حساب های نفتی وجود دارند اگر چه حساب های بانکی مستقيمی در مورد اين دو نفر ديده نمی شود. بعلاوه اسناد موجود نشان می دهد که حساب های بی شماری توسط مقامهای ايرانی در چين گشايش يافته و برخی از بانکهای چينی صرفا با سرمايه مقامهای سياسی و امنيتی ايران راه اندازی شده اند.

خلاصه مفاد بخش " گاز" قرارداد ننگين ۲۱ آوريل ۲۰۱۱
۱۱ - حوزه گازی پارس جنوبی : ۴۴% سهم شرکت چاينا نشنال گاز ، ۱۴% سهم کنسرسيوم روسی گاز پروم و لوک اويل ، ۶% سهم پترونهاد - شانگهای ، ۳۶% سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۲ - حوزه گازی کيش: ۵۲% سهم سينوپک و سينوک چين ، ( به صورت برابر سهم هر کدام ۲۶% ) ۷% سهم گاز پروم روسيه و ۴۱% سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۳ - حوزه گازی پارس شمالی : ۲۵% سهم پترونهاد - شانگهای ، ۴۵% سهم شرکت گاز طبيعی چين و ۳۰% سهم خاتم الانبياء

۱۴ - حوزه گازی خانگيران : ۲۸% سهم پترو نهاد ، ۳۰% سهم گاز پروم روسيه ، ۲۲% شرکت گاز طبيعی چين و ۲۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۵ - حوزه گازی گلشن: ۳۵% سهم شرکت گاز طبيعی چين ، ۲۰% شانگهای پترو کميکال ، ۱۰% ، خاتم الانبياء و ۳۵% سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۶ - حوزه گازی " نار" : ۲۰% سهم پترونهاد - شانگهای، ۳۵% شرکت گاز طبيعی چين ، ۱۰% گاز پروم روسيه و ۳۵% سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۷ - حوزه گازی يادآوران: ۴۰% سهم شرکت گاز طبيعی چين ، ۱۰% رز نفت روسيه ، ۱۰% سينوک چين ، ۱۰% خاتم الانبياء ۱۰% پترونهاد - شانگهای و ۲۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۸ - حوزه گازی فروز: (فازهای يک تا پنج) : ۳۰% شرکت ملی نفت چين ، ۲۲% سينوپک ، ۱۰%خاتم الانبياء ، ۳۸%سهم شرکت ملی نفت ايران

۱۹ - حوزه گازی بی بی حکيمه : ۲۵% پترونهاد - بنياد ،۱۵% خاتم الانبياء ، ۱۵%سينوک چين ، ۲۰%شرکت گاز طبيعی چين و ۳۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

۲۰ - حوزه گازی توس: ۳۰% رز نفت روسيه ، ۳۰% سينوک ، ۴۰% سهم شرکت ملی نفت ايران

۲۱ - حوزه نفتی مارون: ۳۰% شرکت ملی نفت چين ، ۲۵% شرکت گاز طبيعی چين ، ۱۰% پترو نهاد - بنياد و ۳۵% سهم شرکت ملی نفت ايران

۲۲ - حوزه گازی آرش: ۳۵% پترونهاد - بنياد ، ۳۵% شرکت گاز طبيعی چين ، ۳۰% سهم خاتم الانبياء و سهم شرکت ملی نفت ايران در اين حوزه ۰% ! است