نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۱۲, جمعه

زمستان است...

شب‌های سرد پاییزی تهران
سرد است. سرما است؛ اگر چه هنوز پاییز برگ‌ریز است و زمستان از راه نرسیده. شاید زمستان می‌خواهد با این سرما آمدنش را زودتر خبر دهد و حضورش را به رخ بکشد؟ آیا در این سرما «سرها در گریبان است»؛ آن چنان که مهدی اخوان ثالث سال‌ها پیش گفته بود؟
زمستان و سرمای زودتر از هر سال آمده امسال بیشتر ایران را دربرگرفته و تقریبا همه جا را سفیدپوش کرده و همه را هم غافلگیر کرده است. سرمایی که شاید تلنگری به وجدان خفته برخی از ما بوده و آن را بیدار کرده باشد تا اگر در گرمای هوا و آلودگی هوا و ... با هم و به یاد هم نبودیم، این بار این کار را کرده و کنار هم باشیم.
این روزها در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی که لبریز از عکس‌ها و پرتره‌های سفید و برفی شده‌اند، کم نمی‌بینیم و نمی‌خوانیم که «برف نو» برای همه زیبا و خوشایند نیست. کمپین‌هایی را می توان سراغ کرد که برای کمک به کارتن‌خواب‌ها و بی‌خانمان‌ها به راه افتاده و از همه می‌خواهد به یاری آنان شتافته و با معرفی‌شان به مسئولان و گرمخانه‌ها زمستان گرمی را – هر چند کوتاه و گذرا – برایشان رقم بزند. حرکت‌هایی که با همراهی مسئولان هم همراه شده و واکنش برخی را هم در پی داشته است. این که این دست کنش‌ها چقدر ماندگارند و چه اندازه گرمابخش زندگی بی‌خانمان‌ها، باید چشم روی هم گذاشت و منتظر ماند و دید.

شاید این برف نو، سرمای استخوان‌سوز یا زمستان در راه گرمابخش باشد و پیوند دهنده ما. شاید در این روزهای سرد به یاد بی‌سرپناهان افتاده و به جای آن که تنها تماشایشان کنیم یا تنها سوژه عکس‌هایمان در اینستاگرام و تلگرام باشند و برایمان لایک و توجه بخرند، به کمک‌شان بشتابیم. همه، ماییم نه فقط گروهی دانشجو، داوطلب، خیر و ... همه، ما هستیم که باید دستی برای کمک دراز کنیم نه چنان که اخوان گفت: «اگر دست محبت سوی کس یازی، به اکراه آورد دست از بغل بیرون، که سرما سخت سوزان است.»

هیچ نظری موجود نیست: