نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

۱۳۹۴ مهر ۱۲, یکشنبه

عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او

عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
ایرج شكری





در حالی که اسم غضنفر رکن آبادی سفیر سابق رژیم در لبنان در لیست 465 نفری که سازمان حج و زیارت به عنوان آخرین(تازه ترین) آمار، روز پنج شنبه 9 مهر ارائه کرده نیست، به گزارش چند خبرگزاری رژیم از جمله ایرنا خبرگزاری رسمی، وزیرکشور در همین روز با حضور یافتن در خانه غضنفر رکن آبادی، جان باختن او را به خانواده وی تسلیت گفته و با آنها اظهار همدری کرده است.
اما در همین روز مرتضی رکن آبادی برادر غضنفر، در گفتگو با خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی، شرح دیگری از حضور وزیر کشور در خانه سفیر سابق رژیم داده است.
او ضمن تایید حضور وزیرکشور در خانه برادرش و ابراز همدردی وی، گفته است که وزیر کشور از سرنوشت برادرش اظهار بی اطلاعی کرده و گفته « من هرگز نمی‌توانم به خانواده رکن آبادی تسلیت بگویم و همچنان منتظر هستم با توجه به اینکه هنوز تعدادی جزء مفقودان حادثه منا هستند امیدوارم خبر خوبی در این‌باره بشنویم». مرتضی رکن آبادی انتشار  خبرهای تایید نشده را مورد انتقاد قرار داده است.
و باز درهمین روز رییس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال‌احمر  نسبت به احتمال زنده پیدا شدن کسانی که همچنان مفقود الاثرهستند اظهار نا امیدی کرده  است.
روز قبل از این(8 مهر) پاسدار شمخانی دبیر شورای عالی امنیت رژیم هم در گفتگو با خبرگزاری وابسته به سپاه قدس(تسنیم) حدس و گمان مربوط به احتمال ربوده شدن سفیر سابق رژیم را رد کرد و آن را ذهن گرایانه دانست. شمخانی گفت:«این، تحلیل ذهنی غیرواقعی است، اینکه امروز قبح همکاری با رژیم صهیونیستی توسط اعراب شکسته شده و پیشتاز آن نیز متأسفانه برخی از کشورهای عربی منطقه هستند،همین موضوع باعث شده تا چنین شک و ظن‌هایی صورت گیرد، اما این‌گونه نیست که این حادثه تعمدی باشد و بیشتر ناشی از بی‌کفایتی و ناکارآمدی سیستم‌های مدیریتی بوده است».
 این اظهارات شمخانی، واکنش به اظهار نظر معاون پارلمانی وزارت ارشاد – حسین نوش آبادی بود که در گفتگو با خبرگزاری مهر در روز 7 مهر با اشاره به خبر مربوط  به عدم ثبت ورود کسی به اسم رکن آبادی به عربستان در مبادی ورودی آن کشور- که العربیه از قول مقامات سعودی منتشر کرده بود-، گفت«اینکه سعودی ها منکر وجود آقای رکن‌آبادی شده‌اند، نشان می‌دهد که دروغ می گویند؛ آنها حتما می دانند که اشخاص مطرحی مانند آقای رکن‌آبادی و سایر دوستانی که در حج بوده‌اند، الان کجا هستند و از سرنوشت آنها مطلع هستند، اما نمی‌خواهند واقعیت را مطرح کنند».
نوش آبادی با بیان اینکه تاکنون اثری از این چهره ها در میان مجروحان و جانباختگان حادثه نبوده است افزود:« به نظر می‌آید توطئه ای در کار بوده است و یک برنامه‌ریزی برای امثال آقای رکن‌آبادی انجام شده است و من تصور می کنم که نیروهای امنیتی عربستان آنها را ربوده اند و این احتمال به طور جدی وجود دارد».
این اظهار نظر ها و این نوع اطلاع رسانی هم البته از آثار و عوارض رژیمی است که به طور خر تو خری اداره می شود. از این که بگذریم اما، اگر رکن آبادی ربوده شده باشد، در لیست مردگان قرار دادن او، برای «مصلحت نظام» به مراتب مفید تر است تا مطرح کردن مساله و دنبال کردن آن که به جایی هم نخواهد رسید. رژیم این را می داند چون «دستش تو کار است». تلاش آمریکا برای یافتن اطلاعاتی در مورد محل نگهداری رابرت لوینسون، مامور سابق اف.بی.آی که در ماه مارس ۲۰۰۷ (۱۳۸۵) به کیش سفر کرده و در آنجا ناپدید شد و چند سال بعد در سال ۲۰۱۱ خانواده او تصاویری از او را در لباس زندانیان گوانتانامو دریافت کردند به جایی نرسید.
 از طرف دیگر رباینده احتمالی، چه سعودی و سازمان سیا باشد، چه موساد اسرائیل، مطلقا مساله را گردن نخواهند گرفت و علنی نخواهند کرد چون کاری خلاف است (مثل ترورهایی که موساد کرده و دلائل و شواهد کافی هم بر ارتکاب آن توسط موساد بوده ولی گردن نگرفته) و نیز در مورد لوینسون که رژیم ربودن او را گردن نمی کیرد. اطلاعات در چنین مواردی، با استفاده از تاکیتک «درز دادن» اطلاعاتی در مورد مساله یا انتشار «شایعه» گونه خبر برای پیام رساندن به طرف مقابل وتحت فشار قرار دادن آن ممکن است صورت بگیرد که بازهم مورد لوینسون را می توان مثال آورد. رژیم سوابقی دارد که نشان دهنده این است که بنا بر «مصلحت» نظام، حاظر است خادمان خود را قربانی کند یا اگر در اجرای ماموریت خود قربانی شدند، از تلافی جویی در مواردی که می تواند هزینه های بزرگی بیافریند، چشم پوشی کند.
مورد قربانی کردن سعید امامی با واجبی خوراندن به او، مورد بازجویی وحشتناک از همسر او برای سناریو سازی و زدن اتهام انجام ماموریت برای اسرائیل توسط سعید امامی و او، و نیز مساله خود داری از وارد عمل شدن علیه طالبان به خاطر اشغال کنسولگری رژیم در مزارشریف و کشتار دیپلماتها و افراد مستقر در آن توسط طالبان، از نمونه های سیاست «مصلحت اندیشانه» رژیم با هدایت و مدیریت خامنه ای است. این البته تنها رژیم نیست که گاه تحمل ضربه از حریف را، به خاطر کم هزینه تر بودن از واکنش متقابلی که ممکن است به رویداهایی زنجیره ای و غیر قابل کنترل و چه بسا باهزینه های بسیار سنگین بیانجامد، ترجیح می دهد. آمریکائیها در مورد انفجار مقر تفنگداران دریایی در بیروت، با این که می دانستند آن کار طرّاحی و سفارش شده از سوی رژیم است و حتی چند سال بعد با این که محسن رفیق دوست در مقام وزیر سپاه پاسداران در مراسم صبحگاه مشترک در یک پادگان نظامی تصریح کرد که آمریکا می داند که « هم تی.ان.تی، و هم ایدئولوژیِ انفجاری که ۴۰۰ افسر و سرباز آمریکایی را در مقرّ فرماندهی تفنگداران آمریکا در بیروت به جهنّم فرستاد، از ایران رفته بود»( روزنامه رسالت- ۳۰تیر ۱۳۶۶ -۲۰ژوییه ۱۹۸۷)، اما آمریکا حتی این اعتراف را دستاویز حمله نظامی به رژیم قرار نداند. اگر چه پرونده هایی برای درخواست غرامت از رژیم در آمریکا تشکیل شده و ادعاهایی در این زمینه مطرح شده است.
شایعاتی هم در این مورد که سعودی ها یک شرکت وابسته به سیا را برای تامین مسائل امنیتی در مدت حج بکار گرفته بودند، در رسانه های رژیم منتشر شده. به هرحال یک هفته بعد از رویداد منا، و با توجه به این که دیگر نمی شود امیدوار بود که از بین مفقود الاثر ها کسی زنده پیدا شود.، تردیدی نیست که گردانندگان رژیم آرزو می کنند که سفیر سابقشان در لبنان - که بی تردید اطلاعات حساس بسیاری از روابط رژیم با حزب الله لبنان و سیاستگذاری های رژیم در آن منطقه دارد-«به دیار باقی» شتافته باشد، نه این که زنده باشد، اما در «سفری اجباری» به جایی که شاید در «فلسطین اشغالی و قدس اشغالی» باشد، منتقل شده باشد.
جمعه ۱۰ مهر ۱۳۹۴ - ۲ اکتبر ۲۰۱۵

هیچ نظری موجود نیست: