نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب ایرج شكری

کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب 
ایرج شكری


چندی پیش در بین ویدئوهای منتشر شده از مراسم عزاداری محرم، ویدئویی بود که به راستی اشک برچشم می آورد و قلب هر ایرانی را که به میهن و مردم خود عشق می ورزد می آزارد. این ویدئو تصویری از یک مصیبت واقعی و حاضر و آنچه در ایران می گذشت بود و نه مربوط به 1400 سال پیش و رویداد کربلا. ویدئو مربوط به مراسم عزاداری با نوحه خونی منصور ارضی، نوحه خان دربار خلافت خامنه ای. آن صحنه یی که روح را می گذاخت و قلب انسان را می فشرد،این بود که حاضرانی در آن مراسم، کودکان شیرخوار خود را برای تبّرک نزد منصور ارضی نوحه خوان، این لمپن سرشناس*و«مدّاح اهل بیت» می بردند تا او که روضه علی اصغر می خواند دست به سر آنها بکشد و آنها را «متبّرک» بکند. دیدن این صحنه
 واقعا برایم بسیار ناگوار و درد آورد بود.
 این که تبلیغات آخوندی حتی بخش کوچکی از مردم را به چنین قهقرایی فرو برده و ذهن آنها را تا این اندازه معیوب کرده باشد، بسیار درد آور است. اما این ضایعه حتی اگر گسترده هم باشد، خوشبختانه همه واقعیت آنچه در ایران می گذرد نیست و همچنان که همه می دانیم بخش بزرگی از آنچه «مردم مسلمان ایران» نامیده می شوند، با آنچه آخوندها و آخوندیسم به اسلام و مذهب به جامعه تزریق می کنند، موافق نیستند و از آن رویگردانند. بخشی دیگر از این «مسلمانان» کلا «خدا پرست» هستند و برایشان رعایت احکام اسلام و نماز خواندن و غسل کردن و.. اصلا اهمیتی ندارد. سالها جنگ و جدل رژیم با مردم سر لباس پوشیدن و سر چکونگی برگزاری مجالس میهمانی و جشن و سر مساله استفاده از آنتن گیرنده تلویزیونهای برون مرزی ماهواره ای، خود گواه این امر است.  تلخی دیدن آن صحنه از نظرم دور نمی شد و آزارم می داد و همچنان افسرده خاطرم بودم که در پیگیری همه روزه رویداد ها و خبرها، به ویدئو دیگری برخوردم و این یکی، تجمع گروهی از مردم در کنار آرامگاه کوروش به مناسبت روز کوروش بزرگ در 7 آبان بود و در آن گردهمایی، شعار می داند «ما آریایی هستیم، عرب نمی پرستیم»، «هرچه بلا آمده از عربها آمده» و نیز شعار خوب«ایران وطن ماست/ کوروش پدر ماست»
 نفس اقدام گرد آمدن در کنار آرامگاه کوروش در روز کوروش بزرگ، دراین فضای نَفس گیر گریه و روضه و به سرو سینه کوبیدن و«سونامی» خفه کنند چرندیات«فرهنگ عاشورا»، این که مردمی آنجا گرد آمده بودند که تفاوت هویت خود را با آنچه که رژیم پلید آخوندی هم تلاش می کند از آنها ارائه بدهد و هم تلاش می کند به آنها تزریق کند، نشان بدهند، و می خواستند تو دهن رژیمی بزنند که تلاش بی وقفه می کند نشان بدهد مردم ایران آن چیزی هستند که او به «امت» تبدلیشان کرده و در تبلیغات خود به نمایش میگذارد، اقدامی بسیار مناسب و ستودنی بود و آن آرامگاه و این جمعیت گرد آمده در آنجا این پیام و جلوه را داشت که در ایران زمین قله هایی هست که هیچ «سونامی» و توفانی قادر به در نوردیدن و فروبردن آن نیست، همچنان که کشتار و سرکوب و«کتابسوزان» اجداد خمینی و خامنه ای، نتوانست رنگ و هویت ایرانی را از این مردم و این سرزمین محو و نابود کند. اما به جز شعار«ایران وطن ماست/ کوروش پدر ماست» آن دو شعاری که در این تجمع بکار گرفته شعار مناسبی نبود و مخصوصا بکار بردن صفت آریایی و برجسته شدن تمایز نژادی در شعاری، بر وجه بسیار مهم فرهنگی و میهنی چنین تجمعی - که برای نشان دادن تمایز مردم از دستار بندان و دستگاه خلافت اسلامی ضد ایرانی است - سایه می افکند.
سمت و سوی ضد عربی دادن به شعارها، برای احساسات میهنی و گرایشات ضد آخوندی و این رژیم  منحوس، انحراف و بیراهه رفتن است و به سود آخوندهای روضه خوان و ماتم گستر. آنچه ما مردم ایران از این رژیم تا کنون کشیده ایم و می کشیم، به خاطر «عربی» کردن ایران و هویت مردم ایران نیست، بلکه هزینه ای است که برای « اسلامی شدن ایران» و پیاده شدن و اجرا شدن احکام اسلام با برداشت و«قرائت» گردانندگان این رژیم پلید به مردم ایران تحمیل شده است. خمینی یک تعریفی از اسلام در آن سخنرانی در برابر «گروهی از بانوان اهواز» که به دیدارش رفته بودند، ارائه کرد(در کیهان 5 خرداد 1358 درج شده است) که در واقع مشخص کننده مفهوم آن چیزی است که بر سر مردم آوار شده و سایه شوم خود را بر میهن ما افکنده است. خمینی در آن سخنرانی که هی تکرار می کرد مردم برای اسلام خون داده اند و ما اسلام را می خواهیم... گفت:« . آخوند یعنی اسلام ؛ روحانیین با اسلام در هم مدغم اند[...]اگر گفتند اسلام منهای روحانیت بدانید با اسلام موافق نیستند؛ اینها را برای گول زدن می گویند»[...] اسلامی که گوینده اسلامی ندارد، این اسلام نیست. اسلام که در کتاب نیست. کتابش را هم از بین می برند.»
در واقع آخوند تبدیل به «اسلام شیعه» شده است که اهرمهای قدرت را در دست دارد و حتی روزگار مسلمانهای متدّینِ رویگردان از آخوند ها را هم سیاه کرده و توهین و تحقیر و تبعیض نسبت به هموطنان سنی و به دراویش روا میدارد و پیروان سایر ادیان هم مورد تبعیض هستند و ستم و جنایت اینان نسبت به بهاییان ایران، خود حکایت دیگری است. به هرحال معتقدم که بکار بردن صفت آریایی برای نشان دادن تمایز و اختلاف با رژیم آخوندی کار درستی نیست و ایرانیان میهن دوست و خواهان دموکراسی نباید آن را برای تمایز خود از رژیم بکار ببرند. در عین حال بر این باورم که آنچه «باستان گرایی» نامیده می شود، «پادزهری» است دم دست و موثر در مقابله با زهر «مارجعفری» آخوندیسم و ماتم پرستی و عزا دوستی و جهل و تعصبی است که آخوند ها به رگ جان ایرانی ریخته و می ریزند. متاسفانه این عامل توسط بسیاری از اهل سیاست نادیده گرفته شد یا حتی در بین کسانی که تاکید به «تحلیل طبقاتی» از مسائل جامعه دارند، ممکن است عاملی منفی و توجه به آن بیراهه رفتن شمرده شود. اما در برابر سونامی جهل و تعصبی که خمینی در ایران به راه انداخت و آخوندها از هیچ کوششی برای باز تولید آن فروگذار نمی کنند، نباید این عامل مهم فرهنگی ندیده گرفته شود. یکبار خیلی سال پیش رفسنجانی در مصاحبه یا یک سخنرانی گفت که در انقلاب ما حزب نداشتیم اما اسلام به جای حزب عمل کرد.
آخوندها از مذهب که «دم دست» بود به عنوان عامل سازمانگر استفاده کردند و خمینی به عنوان «پیشوای مذهبی» در هر سربزنگاهی انبوهی از توده های نا آگاه را هم به عنوان ارتشی برای ارعاب و سرکوب مخلفان و هم برای نمایش پایگاه قدرت خود به خیابان می کشید و سید علی خامنه ای از همین مذهب با ترکیبی از مزدوران بسیجی و اوباش سازمان یافته و «ساندیس خور» و پاداش هایی از سفرهای زریاتی برای جلب و نگهداشتن تعداد بیشتری از سیاهی لشکرهایی که «امت همیشه در صحنه» را تشکیل می دهند، نمایش «برخورداری از حمایت مردم» و «پایگاه مستحکم قدرت» می دهد. اپوزیسیون و ایرانیان مهین دوست، می توانند به رغم تفاوت و اختلاف در گرایشات سیاسی، به مناسبت هایی، در صف بندی فرهنگی و هویتی در برابر آخوند و آخوندیسم، با تکیه بر عناصر فرهنگ ایرانی، از جمله آنچه که باستان گرایی نامیده می شود، حضور خود در صحنه را به نمایش بگذارند. مثل همصدایی بزرگی که در اعتراض به خطری که با آبگیری سد سیوند آرامگاه کوروش بزرگ را تهدید می کرد، به وجود آمد. با این توضیح باز هم یاد آوری می شوم که شعارها باید جنبه میهنی و فرهنگی داشته باشد و ضد آخوند و آخوندیسم باشد و نه نژادی. مثلا شعار هایی چون «ما ایرانی هستیم، بیگانه پرست نیستیم» و « ما عزا نمی خواهیم ما شادی و شور خواهیم»، می توانست بیانگر تمایز هویت ایرانیان با رژیم روضه خوانها باشد که در طرح شعار «ما آریایی هستیم/ عرب نمی پرستیم» مورد نظر بوده است، بدون این که رنگ و بوی نژادی داشته باشد.همچنان که شعار «ایران وطن ماست/کوروش پدر ماست» بود.
در مورد لمپن بودن منصور ارضی:
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۴   - ۲ نوامبر ۲۰۱۵


هیچ نظری موجود نیست: