نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

۱۳۹۲ مهر ۲۵, پنجشنبه

تاملی بر ظهور و رشد عصر روشنگری در تاریخ و تمدن بخش 4

تاملی بر ظهور و رشد عصر روشنگری در تاریخ و تمدن بخش 4
کاظم رنجبر

تاملی بر ظهور و رشد عصر روشنگری در تاریخ و تمدن انسان .
چراجهان اسلام  از عصر روشنگری محروم مانده است ؟
                                                                                                       
در ادامه بحث و تفسیر در راستای شناخت  چگونگی ظهور ادیان درجوامع بشری  از گذشته های دورهستی انسان در روی کره خاکی ، این اصل را نباید فراموش کرد که قانون  : تنازع بقا  و تکامل انواع  در طبیعت ، شامل  علوم تجربی نیز می شود . همچانیکه انسان  مخترع چرخ (منظور چرخ ارابه  دستی ، یا ارابه ایکه با اسب کشیده می شود )  بعد از گذشت  قرنها در راستای تکامل شعور عقلی و علمی و فنی خود ، آن ارابه دستی را تبدیل به  ارابه خودرو (اتومبیل ) می کند ، که امروز در تمام جوامع بشری مورد استفاده قرار می گیرد ، این روند تکاملی  نیز شامل علوم انسانی و باورهای دینی نیز می شود .
همین بشر  نیز  در راستای  ادامه  تکامل شعور فردی و اجتماعی  خود ، بعد از قرنها  باورداشتن به بت ها مختلف ، و جادوگران  مختلف ، خدایان مختلف ،ادیان مختلف ، در این روند  تکاملی  خود ، زمانی به آن حد از رشد  شعور و عقلانیت می رسد ، که باور  به بت های مختلف  و خدایان مختلف ادیان مختلف  را کنار می گذارد ، و بدست خود آن بت ها را می شکند  و این بار  به «خدای واحد ، و به پیامبران فرستاده این خدا  » ایمان می آورد .  ولی از آنجائیکه  سطح فرهنگ و تمدن های بشری در نقاط مختلف دنیا  و در مراحل مختلف زمان ، متفاوت  هستند ، می بینم   ولو اینکه بخشی از جوامع بشری  به خدا ی واحد ، و پیامران  آن خدا باوردارند ، ولی در واقعیت امر  خدا و پیامبران آنان  یکی نیست . بلکه  ادیان مختلف و مذاهب مختلف ، پیامبران و خدای واحد  خود را دارند . ودر طول تاریخ نیز بخاطر همین تنوع خدای واحد ، و پیامبر مخصوص هر قوم و هر دین و هر مذهب ، جنگهای خونین ویرانگری  راخ داده اند و رخ می دهند که امروز دنباله این جنگ ها را زیر پوشش جنگ های مذهبی و گروهها ی  تروریست های مذهبی  را که در ظاهر در راستای  دین و مذهب و ایمان خود دست به جنگ های حونین و عملیات  تروریستی می زنند ،  متاسفانه در اکثر نقاط  دنیا شاهد هستیم  . درصورتیکه بنا به  نوشته خود قران ، که مسلمانان به آن اعتقاد دارند ، پیامبر  خدای مسلمانان وظیفه اش  پند و اندرز است نه جنگ و تحمیل دین به زور اسلحه .  همین امروز در جهان اسلام ،  بنام دین و مذهب  انسان ها را مثل حیوانات گردن میزنند و شقه شقه می کنند ، زنان و مردان را زنده  زنده  سنگسار می کنند و بخاک می سپارند .
از سوره 88 قران – الغاشیه
آیه 21 - فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ –ترجمه : پس پند بده  البته که تو پند  دهنده ای .
آیه 22 - لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ –ترجمه : تو بر آنان فرمانروا و مسلط نیستی
در این دو آیه  قران جایگاه و مسئولیت  پیامبر اسلام نسبت به جامعه  را  بطور روشن و آشکار ، یک اندیشمند پنده  دهنده معین و مشخص می کند .
 
 
چگونه و چرا دستگاه های حکومتی ، از گذشته های نسبتا دور ، به  موجودی ،بنام : خدا – الله ، یهوه در زبان عبری ،Dieu - در  زبان فرانسه – Deus- زبان لاتین و... احتیاج دارند؟  چرا در طول تاریخ بشریت  این همه جنگ های خونین مذهبی  بین پیروان ادیان مختلف روی داده است ؟ فقط جنگ های صلیبی بین مسلمانان و مسحیان  بیش از دو قرن طول کشید !!! چرا؟ مگر خدای واحد و خالق انسان ها و طبیعت ، برای مسیحیان و مسلمانان  یکی نیست؟ مگر خدای مسیحیان و مسلمانان بندگان خود و فرزندان خود را  دوست ندارد ؟ چگونه لشگریان متخاصم  وقتی شهری را تسخیر می کردند ، بنام دین و مذهب خود حتی به کودکان معصوم هم رحم نمی کردند!!!! چرا ؟  این کدام خدای عادل است که با خونریزی انسان ها  بنام دین و مذهب خدائی  موافق است که قشون غالب چه مسلمان ، چه مسیحی ، چه یهودی ، چه بودائی ،  خون همدیگر را بنام  همان خدای عادل ،بریزند  شهر و و طن همدیگر  را به آتش بکشند ، و به جان و مال و ناموس ملت های مغلوب بنام دین و مذهب تجاوز بکنند ؟ لذا لازم است قبل از هر چیز ، خصوصیات  فیزیکی ، روانی و عقلانی انسان  ، این موجود صاحب شعور را از منظر علمی   بطور مختصر به خوانندگان توضیح بدهیم .
 
                                                   *                               *                         *
 
انسان صاحب شعور : هموساپیانس (Homo Sapiens – به معنی انسان صاحب شعور )
 
بنا به عقاید  فلاسفه و جامعه شناسان  معتبر و متخصص در ادیان  ، دین  ساخته خود بشر است .  درطول حیات انسان : هموساپیانس (Homo Sapiens – به معنی انسان صاحب شعور ) که حضور این انسان  در روی کره خاکی را زیست شناسان با مطالعه  اسکلت باقی مانده  از این انسان را از طریق  روش : کربن 14 – (C14 )  به 190 هزار سال  تخمین زده اند . قبل از ظهور انسان  هموساپیانس 15 گونه انسان روی کره خاکی وجود داشت ، که نسل همه این انسان ها منقرض شده است . انسان همو ساپیانس در حال حاضر تنها انسانی است  که روی کره خاکی زندگی می کند .  این انسان صاحب شعور ازمنظر فیزیولوژیکی   از سه منظر با انسانهای سابق فرق دارد .
1- روی دو پا راه می رود .2- مغز حجیم  و توسعه یافته دارد . 3-پوست بدن اش کمتر پشم و مو دارد .
 
انسان های  صاحب شعور از منظر پیچیدگی روابط اجتماعی  با انسان های اولیه  فرق دارند .استفاده از زبان  جهت تکلم و انتقال اندیشه - ساختن آلات و ابزار – تسلط بر اتش - اهلی کردن بعضی از حیوانات -استعداد آموحتن  در راستای  تکامل شخصیت انسانی خود  و همچنین تاثیر بر محیط زیست خود ، از خصوصیات استعداد  عقلانی و شعور این انسان است . علمی که انسان صاحب شعور را  در ابعاد مختلف  مورد مطالعه قرار می دهد ، آنتروپولوژی (Anthropologie )   نام دارد .  وعلمی که تکامل انسان را مورد مطالعه قرار می دهد  :پالئوانتروپولوژی (La paléontologie )  نام دارد . بنا به مطالعه  دانشمندان  متخصص علم تکامل انسان ،  وجود انسان صاحب شعور در روی کره خاکی ، در حدود 190 هزار سال قدمت دارد. که اسکلت چنین انسان ، در شمال غربی  اتیوپی  در سال 1970 پیدا شده و مورد مطالعه قرار گرفته است . در حقیقت ادیان و باورهای دینی ، دست آورد شعور و باورهای های خود انسان  ها می باشد ، که در این مقاله به مرور مورد بحث و تفسیر قرار می دهیم . ماخذ (1) 
 
وقتی تاریخ تمدن و ادیان را مطالعه می  کنیم ، به این اصل  می رسیم ،که تاریخ  ادیان معتقد به «وحدت خدا  -Monothéisme - در حدود 7 هزار سال سابقه دارد . در حالیکه  تاریخ ظهور انسان صاحب شعور بر روی کره خاکی ، همچنانیکه قبلا گفته شده ، در حدود 190 هزار سال است .  در مقایسه این دو تاریخ ، باستان شناسان و متخصصین  فرهنگ و تمدن های بشری ، به این اصل رسیده اند : از آنجائیکه انسان صاحب شعور ، در عین حال  صاحب فرهنگ و خلاقیت  فرهنگی است ، بطور مسلم ، این انسان در تقابل با جهان هستی و قوانین  موجود در طبیعت ، در جستجوی شناخت و آگاهی از ذات هستی و خالق این جهان هستی بود . همین امروز هم  این کنجکاوی بشر  ابعاد خود را به  دنیای کهکشان ها  رسانده است . کره ماه که در اغلب کتاب های دینی ، جایگاه  متافیزیک – (ماوراءطبیعی ) داشت برای انسان  قرن حاضر ، یک کره ایست  فاقد حیات ، و بشر  نیر در آن پیاده شد و این کنجکاوی علمی انسان از جهان هستی با  امکانات  بیشتر ادامه دارد و ادامه خواهد داشت .
همچنانیکه کنجکاوی بشر از معمای جهان هستی  در طول تاریخ ادامه دارد ، ملاحظه می شود ، در این راستا ، انسان  برای جهان هستی ، با یک صفت اسطوره ای  خالق یا خالقانی را   ، با نام  خدایان  متعدد  در فرهنگ های مختلف آفرید. به عبارت دیگر ، قبل از رسیدن انسان به باورهای تک خدائی ،  هزاران سال  انسان های ابتدائی ،  در مناطق مختلف کره زمین ، به بت های مختلف که خود سازنده آنان بود ، و  خدایان متعدد با قدرت های ماوراء طبیعی  باورداشتند و هنوز هم  یک عده از قبائل مختلف انسانی به این باورها چند خدائی ( Polythéisme ) ایمان دارند .
 
همین انسان قبل از رسیدن به مرحله باورداشتن به خدا یان متعدد ، هزاران سال  در عصر بت پرستی (Paganisme ) را گذرانده است . هنوز هم  در قبائل مختلف  در آفریقا ، اقیانوسیه ،  و جزایر مختلف ، پیروان  این نوع باورهای ماوراء طبیعه ، وجود دارند .این انسان ها  بخاطر محدود بودن دانش و آگاهی خود از جهان هستی ، بر این باور هستند که نیروی ماوراء طبیعه ، جهان هستی  و همچنین ، زندگی انسان ها را  اداره می کند .  این باورهای خارج از منطق عقلی و علمی ، مخصوص قبائل  عقب مانده از منظر علمی نیست.  در کتاب های دینی  ادیان توحیدی که حتی تاریخ ظهور آنان در حدود2هزار سال است ، این نوع باوری های  خارج از منطق عقلی و علمی  به مراتب  و دفعات مختلف بیان شده است . به عنوان مثال در قران : نیز از این باورها دور از منطق عقلی و علمی  زیاد هست ولو اینکه این کتاب تاریخ هستی اش 1400 سال پیش نیست .
الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ حج/65 آيا نديدي كه الله آنچه در زمين است مسخر شما كرد؟ و كشتي ها به فرمان او بر دریا حركت مي‏كنند و آسمان را نگه مي‏دارد تا بر زمين، فرو نيفتند مگر به اذن او الله نسبت به مردم رحيم و مهربان است ا نَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا فاطر/41 همانا الله است که گرفته است آسمانها را که بر روی زمین نیفتد و اگر افتادند, کیست غیر از خدا این دو را بگیرد اوست آمرزنده ی بردبار؟
ابتدا آسمانها به زمین چسبیده بودند! از نظر قرآن، ابتدا زمین را آفریده شد و سپس الله بر روی زمین قرار گرفت و آسمان را خلق نمود, در این هنگام بود که این دو به هم چسبیده بودند, سپس آنرا (آسمان ) بالا برد در سوره نازعات/30 و آیات قبل از آن (ءانتم اشد خلقا ام السماء بناها / رفع سمکها و سواها) این موضوع را قرآن آشکارا در انبیاء/30 –
                                                    *                           *                           *
ملاحظه می کنید  که بنا به نوشته  قران ، در ابتدا  آسمان به زمین چسبیده بود ،  بعد خدا آسمان را از زمین جدا کرد و این خدا هست که آسمانها را نگه داشته است  !!! این باورها  دینی که 1400 سال پیش  در عربستان ظهور کرده است ، و امروز برای ما از منظر عقل و  اثبات علمی غیر قابل قبول می باشد . اگر خدائی این زمین و آسمان را آفریده است ، و بنا به باور خدا باوران ، خداوند عاقل و دانا می باشد ، پس چرا در خلقت زمین و آسمان چنین اشتباه بزرگی کرده بود و بعد مجبور می شود  آسمان را از زمین جدا بکند ؟
  اولين كسي كه نظریه زمين مركزي را رد كرد و حركت خورشيد به دور زمين را مطرح كرد كوپرنيك بود و سپس كپلر آلماني آن را پرورش داد و مدارهاي بيضوي را پيشنهاد كرد و در آخر گاليله آن را اظهار كرد و بر آن پاي فشرد و کلیسا  گالیله را به مرگ تهدید  کرد . او مجبور به خاموشی شد .
قبل از آنکه انسان به آن حد از شعور عقلی و علمی برسد ، که جهان  هستی را نه از یاورهای دینی ، و حتی  به باورهای «وحدانیت خدا »   برسد که خود این باور نیز  از منظر عقلی و علمی فاقد  منطق است و به قول نیچه فیلسوف آلمانی :  ایمان یعنی عدم  تمایل به دانستن  حقیقت   است . انسان های  اولیه ، خدایان متعددی  داشتند .  بر مبنای باورهای خود ، برای این خدایان ، مجسمه های گوناگون ، معابد گوناگون  می ساختند ، و در روز های معین و مشخص ، برای این خدایان ، مراسم مخصوصی برپا میکردند ، و برای رضایت این خدایان ، حیوانات مختلف و حتی  انسان ها را که اغلب  زنان و دختران نوجوان بودند ، قربانی این خدایان می کردند . دست آورد این باورهای خرافی ، ظهور قشری بنام جادوگران و روحانیون  در جامعه بود ، که این قشر خود را به عنوان رابط بین خدایان و جامعه ، بر توده مردم نا آگاه  تحمیل کرده بود ، و این قشر  انگل از برکت نا آگاهی توده مردم  ، هم صاحب اعتبار و حرمت در جامعه بودند و از منظر مایحتاج زندگی روزانه خود ، انگل وار از دست آورد کار و کوشش مردم ساده اندیش تغذیه می کردند .
 
این مرحله  هزاران سال در تاریخ حیات اجتماعی  انسان  صاحب شعور طول کشیده است ، و تا اینکه  همین انسان به مرور  با رشد  عقلی خود ، به یک مرحله دیگر از منظر  باورهای ماوراء الطبیعی (Métaphysique) میرسد . در این مرحله انسان این بار باور به خدایان متعدد را بعد از جنگهای متعدد و خونین با مخالفان و رقبای دینی خود ،  کنار می گذارد ،  و به وجود خدای واحد ، خالق جهان هستی ، باور می آورد .  در این گذر ، اینبار  انسانهائی در جامعه ظهور می کنند ، که خود را «پبامبر – رسول  خدا، فرستاده خدا ، رابط بین خدا و انسان  »  اغلب از طریق جنگ های خونین  چه مستقم و چه از طریق حاکمان   چون امپراطوران و پادشاهان صاحب قدرت و  فرماندهان نظامی   این خدا باوران ، ، این ادیان تک خدائی بر مردم تحمیل می  کردند  و هنوز هم تحمیل می کنند و این باورهای دینی این چنین رشد می کنند . 
قبل از آنکه این مرحله از تاریخ  انسان خدا باور  را همراه با دستگاه  اداری و تبلیغاتی ، و قدرت نظامی  این بخش از تاریخ بشریت را مورد مطالعه قرار بدهیم ، در رابطه با ماهیت «خدا » از منظر پیامبران  و خدا باوران و پیروان آنان به چند نکته مهم و اساسی  اشاره می کنیم .
1-      در ادیان خدا باور ، تصویر خدا  از منظر باور دینی ، این تصویر ، تصویر مرد است . 
تمام پیامبران خدا ی واحد ، همه  از جنس مذکر بودند ، خداوند  پیامبر زن نفرستاده است . در مسحیت  این اصل     La Sainte Trinité- تثلیث مقدس، سه شخصیت  مظهر دین  با کلمات : پدر – پسر – روح القدس ، معین می شود .  یعنی : خدای پدر – عیسی  پسر خدا – و روح القدس .  در درین یهود و  اسلام نیز چون  چون مسحیت ، پیامبران مرد هستند ،  وزنان جایگاهی در دستگاه  دین ندارند ، ولو اینکه همه پیامبران از بطن مادر شان به جهان هستی پای گذاشته اند . برای شناخت  نسبتا عمیق و دقیق سیر تحول  دین ، و دین باوری ، خدا ، دستگاه روحانیت و قدرت استبدای این دستگاه و  وحدت روحانیت با  مستبدان تاریخ  زیر پوشش «فاع از دین  خدا ، مسیح –  و روح القدس »  به زندگی سیاسی مذهبی  یکی از شخصیت های معروف تاریخ مسیحیت ، امپراطور : کنستانتن   را در محدوده یک مقاله  مورد مطالعه قرار می دهیم ، و توضیح خواهیم داد ، چرا و چگونه ، دستگاه روحانی مسیحیت در آن عصر  که در جامعه در اقلیت  بود و اغلب نیز  توسط پیروان سایر ادیان  مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند ، باپشتبانی کامل از این امپراطور بظاهر مرتبط با  حضرت مسیح و مقدس شمردن  این امپراطور چون یک شخصیت  روحانی ، چگونه کلیسای مسیحیت به زور شمشیر امپراطوان و نیروی نظامی آنان ، دین مسیح را در اروپا  شرقی و بعد ا در جهان  به یک نیروی مذهبی ، فرهنگی  سیاسی ، نظامی تبدیل کردند . کنستانتین یکم یا کنستانتین بزرگ(به لاتین : : Flavius Valerius Aurelius Constantinus Augustus‏ متولد در سال272  و مرگ در26 ژوئن337.
 
گذر از شحصیت پرستی از امپراطور به مسحیت چون دین دولتی .
وقتی که امپراطور مسیح زمان ، وخدای زمین میشود .
چرا در امپراطوری روم مسیحیت  بوسیله قدرت  حکومتی در پایان  قرن چهارم  میلادی که در عین حال این دین  در آن زمان در اقلیت بود  تبدیل به دین  قدرت حکومتی می شود ؟ این دگرگونی  فرهنگی دین را باید  در طول تاریخ این امپراطوری مطالعه کرد .  این تغیر در زمان  و تحولات تاریخی و همچنین  در پیوند وقایع ایکه در امپراطوری  در آن عصر روی داده است ، می توان شناخت . برای درک  عوامل آن  لازمخ وضروری است  که امپراطوری را  از منظر سرزمین  رهبران و حاکمان  دولتی ، یعنی امپراطوران ، به عبارت دیگر  کسانیکه این سرزمین  را اداره می کردند  و اداره می کنند  و جامعه ایکه در آن زمان وجود داشت  مورد مطالعه قرار داد . . در چنین شرایط و عوامل متشکله  جامعه ، دینمداران  (دستگاه روحانیت )  و دستگاه حکومت  چنان در هم طنیده شده اند (تداخل  و تو در توی هم هستند  که نمی توان  آنان را از هم تجزیه کرد )  در چنین شرایط قدرت امپراطوری  یک  هویت و پایگاه دینی  رسمی دارد . ( در فرهنگ شاهنشاهی ایران زمین  همین واقعیت  پیوند قدرت حکومتی و باور های دینی جامعه  با این  جمله معروف : چو فرمان یزدان  چو فرمان شاه .  بیان می شود )
در این مرحله از تاریخ امپراطوری روم باستان ،  شهروند روم باستان بود ، با خود  بعد دینی  و جامه دینی برتن  دارد . بر باور  یک شهروند رومی  جامعه رومی در گرو  پشتیبانی  خدایان رومی هستند  و گرنه  یدون پشتیبانی خدایان  جامعه رومی و امپراطوری روم  وجود عینی نخواهند داشت .  همین باور را  «آیت الله خمینی و آخوند ها ) دو هزار سال بعد ، در رابطه با کشور ایران و خدا و امامان مسلمانان شیعه در این جمله بیان می کنند :« مملکت ،مملکت امام زمان است. »
بر مبنای این باور  ، برای رومیان  و جود دین  عامل پیوندی و اجتماعی و سیاسی جامعه است . که در حقیقت  پایه هویت مردم و فرهنگ  آنرا بنیان می گذارد و این چنین  همبستگی و توازن جامعه را  تضمین می کند . در واقع  دین ذات یک مدل اجتماعی و حکومتی است که بوسیله آداب و رسوم ، راه  سطح آگاهی و شعور جامعه را باز می کند .
 
                                               *                               *                                  *
روش بکار گیری دین و قدرت سیاسی  و برد باخت  در این بازی چگونه اند ؟
در راستای  توضیح و تفسیر  این مرحله  از تا ریخ بشریت  و خصوصا تاریخ امپراطوری  روم و رابطه این امپراطوری  با  باورهای دینی ، دستگاه  دینی ، به تاریخ روم باستان ، چه قبل از مسیحیت و چه بعد از مسیحیت  مراجعه می کنیم .  (ادامه دارد )
 
به قلم : کاظم رنجبر ، دکتر در جامعه شناسی سیاسی .
 
 
پاریس 16 اکتبر 2013

هیچ نظری موجود نیست: