نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

از مجسمه اسرائیل پرده برداری شد

اکتبر 1956

از مجسمه اسرائیل

پرده برداری شد

یونگه ولت- گزینش و ترجمه رضا نافعی

گرچه مصر تا آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 رسما بخشی از امپراتوری عثمانی بود ولی در واقع از 1882 تا 1954 تحت الحمایه Protektoratانگلیس بود. مقوله پروتکتورات در ربع آخر قرن 19 باب شد و به مناطقی از  افریقا اطلاق می شد که کشورهای اروپائی به تصرف خود در می آوردند و برای آنکه مانع دست اندازی دیگر رقیبان به آن سرزمین شوند آنرا منطقه  تصاحب شده و تحت حفاظت خوداعلام می کردند. ایجاد آبراه سوئز که از سال 1859 تا 1869 بطول انجامید مصر را به ورشکستگی کشاند. تقریبا تمام سودی که از کشتیرانی در آبراه بدست می آمد نصیب پاریس و لندن می شد.  نخست یک برنامه ریاضت اقتصادی  زورگویانه را به مصر تحمیل کردند و سرانجام  در سال 1882 انگلستان با اعزام نیروی نظامی به مصر آن کشور را اشغال کرد.

پس از آغاز جنگ جهانی اول مصر به یک کشور مستقل  سلطنتی تبدیل شد. اما با وجود آن  که  مصر در سال 1922   کشوری مستقل اعلام شد ولی همچنان در اشغال انگلیس باقی ماند و پادشاه مصر عامل قدرت استعماری انگلیس بود. در دوران سلطنت او مناسبات ارباب – رعیتی در مصر تثبیت گشت . املاک 11 هزار مالک بزرگ برابر بود با زمین هائی که 2،6 میلیون دهقانان خُرده پا در اختیار داشتند. کلیه موسسات سود آور اقتصادی در مالکیت اروپائی ها بود.

این وضع و عقب ماندگی کشور سبب شد که گروهی از افسران میهن دوست کشور دست به تشکیل سازمان مخفی افسران آزاد بزدند که رهبری آنرا جمال عبدالناصر داشت. افسران آزاد که مورد حمایت یک جنبش بزرگ مردمی بودند در 23 ژوئیه 1952 دست به یک کودتا زدند و ملک فاروق را سرنگون کردند.

ناصر کمونیست نبود، او نماینده بورژوازی مصر بود، که  ادامه تسلط استعمار  و بهره کشی های آن مانع رشد این بورژوازی بود. بورژوازی حمایت از ناسیونالیسم عربی را برای اثبات مشروعیت خود مناسب تشخیص داد.

در 18 آوریل 1954 ناصر نخست وزیر مصر شد. ناصر که  خود را در کشمکش دائمی با دولت استعماری انگلیس می دید سرانجام  در عرصه سیاست خارجی به اتحادیه عرب و اروپای شرقی که در آن زمان سوسیالیستی بود، نزدیک شد ولی  در عین حال حزب کمونیست را در مصر غیرقانونی کرد. اعضای حزب کمونیست نیز چون هوادارن اِخوان المسلمین تحت پیگرد قرارداشتند.

در 29 اکتبر 1956 نیروهای نظامی اسرائیل از مرز کشور همسایه خود مصر گذشتند. این سرآغاز “بحران سوئز” بود. دولت اسرائیل این تجاوز را جنگ پیشگیرانه نامید. در مرزهای نوار غزه که در آن زمان تحت کنترل مصر قرارداشت کار به ضد و خورد مسلحانه کشید. رزمندگان فلسطینی که ساکنان اصلی و قبلی منطقه بودند و همه را  به زور از خانه و کاشانه خود در اسرائیل رانده بودند  حاضر به پذیرفتن این وضع نبودند. اسرائیل در 27 اکتبر ارتش خود را بسیج کرد  و علتی که برای آن ذکر کرد این بود که در اثر اتحاد نظامی بین مصر، سوریه و اردن احساس ناامنی می کند. این ظاهر قضیه بود. واقعیت آن بود که این عملیات نظامی بخشی از یک نقشه دقیق برای ساقط کردن جمال عبد الناصر و دست یابی دوباره  استعمارگران سابق، انگلیس و فرانسه به آبراه سوئز بود که دولت  عبدالناصر آنرا ملی کرده بود.

 

حمله با نقشه

یکی از خواست های اساسی انقلاب مصر در سال 1954 بیرون رفتن نیروهای دولت استعمارگر انگلیس از منطقه سوئز بود که کماکان آنرا در اشغال خود داشت. پس از کشمکش هائی که چند سال بطول انجامید، سرانجام ناصر موفق شد. در 19 اکتبر 1954 انگلستان اعلام کرد که حاضر است 80 هزار سرباز خود را از منقطه سوئز خارج کند؛ در 13 ژوئن 1956 آخرین سرباز انگلیسی نیز ازمنطقه خارج شد، روز 29 ژوئن مصر اعلام کرد که آبراه سوئز ملی شده است. پیش از آن آمریکا و بانک جهانی اعلام کرده بودند که حاضر نیستند اعتبار لازم برای ایجاد سد آسوان را در اختیار مصر بگذارند. ناصر قصد داشت با ایجاد سد آسوان که هزینه آن سر به میلیارد می زد، فقر مردم روستانشین مصر را چاره کند و در عین حال زمینه صنعتی سازی کشور را فراهم آورد. تصور این بود که  درآمد حاصله از آبراه ( که بخش  عمده  هزینه آن با پول مصر تامین شده بود) جای اعتباری را که رد شده بود بگیرد.

پس از آن که شرکت آبراه  سوئز که سهامداران اصلی آن سرمایه داران انگلیسی و فرانسوی بودند، بدون پرداخت خسارت ملی شد، دو دولت مذکور تصمیم گرفتند موفقیت ناصر را که آنها او را “موسولینی نیل” نام گذارده بودند، با شکست مواجه کنند و آب رفته را به جوی بازگردانند. افزون بر این ناصر از جنبش ازادی بخش الجزایر نیز حمایت می کرد، و این هم برخشم فرانسه که برای سرکوب آن جنبش تلاش می کرد می افزود.  از 22 تا 24 اکتبر 1956 در ویلائی در حومه پاریس یک نشست محرمانه برپا شد که در آن نشست “گی موله” نخست وزیر فرانسه و “سلیوان لوید”، وزیرخارجه انگلیس ، با  ”بن گورین” نخست وزیر اسرائیل برای تجاوز به تفاهم رسیدند.

برای اسرائیل که  هم با همسایگان  عرب خود در کشمکش دائم بود و هم خشمگین از این که پس از ملی شدن آبراه سوئزعبور کشتی های اسرائیلی از آن ممنوع شده بود، همدستی با  قدرت های استعماری کار دشواری نبود.

بخش اول نقشه این بود که ارتش اسرائیل، ظاهرا بعنوان عملیات کماندوئی علیه مقاومت فلسطینی ها تا آبراه سوئز پیش برود. بخش دوم نقشه این بود که  واحد های نظامی انگلیس و فرانسه به بهانه تضمین حرکت کشتی های بین المللی  در آبراه، منطقه سوئز را اشغال کنند و فقط وقتی خاک مصر را دوباره ترک کنند که ناصر سرنگون  و قانون ملی شدن آبراه پس گرفته شده باشد.

بخش اول کار تقریبا طبق نقشه انجام شد. ارتش مصر که کاملا غافلگیر شده و توان مقاومت در برابر نیروی زرهی و تانک های اسرائیل و واحدهای چترباز آن را در خود نمی دید بسوی آبراه سوئز عقب نشست، ولی  مقاومت مصری ها مانع از آن شد که اسرائیلی ها بتوانند خود را به موقع به آبراه برسانند. روز 31 اکتبر همانطور که قرار بود دولت های انگلیس و فرانسه از مصر و اسرائیل خواستند که عقب بنشینند. بازی کاملا آشکار بود. دولت مصر اولتیماتوم ساختگی دولت های استعماری را بلافاصله رد کرد. بدنبال آن بمباران  شهرهای مصر آغاز شد. روز 5 نوامبر نیروهای دریائی انگلیس و فرانسه و واحد های چتر باز آنان  به منطقه سوئز پیاده شدند.

دولت و مردم  مصر در برابر این  تجاوز آشکار دست به مقاومت زدند. واحد های ارتشی و گروههای داوطلب  تلفات سختی به مهاجمان وارد آوردند. شهر پورت سعید در طول جنگهای خیابانی تقریبا بکلی  ویران گشت. ولی نیرو های تجاوزگر موفق به اشغال کامل منطقه سوئز نشدند.

عمل تجاوزکارانه بریتانیای کبیر و فرانسه  آتش خشم جهانی را برافروخت. فقط کشورهای عضو اتحادیه عرب  و بخش سوسیالیستی اروپا نبودند که با مصر اعلام همبستگی کردند و خواستار عقب نشینی فوری اشغالگران شدند. آمریکا هم که به مذاکرات پنهانی دعوت نشده بود، واکنشی خشمگین نشان داد و انگلستان را تهدید به جنگ اقتصادی کرد و کمک اقتصادی خود به اسرائیل را نیز برای مدتی کوتاه قطع کرد. از آنجا که شورای امنیت سازمان ملل بدلیل حق وتوی دو کشور متجاوز انگلیس و فرانسه  قادر به تصمیم گیری نبود اجلاس عمومی سازمان ملل  در یک نشست فوق العاده، در 2 نوامبر خواستار قطع فوری عملیات نظامی گشت. اما عامل تعیین کننده برای شکست این تجاوز، تهدید اتحاد شوروی بود که  پاسخ حمله به مصر حمله  نظامی به اروپای غربی خواهد بود.

در اثر فشار فزاینده بین المللی نیروهای نظامی انگلیس و فرانسه روز 7 نوامبر حملات خود را متوقف ساختند. تجاوزگران روز 15 نوامبر منطقه اشغال شده سوئز را ترک کردند. سرانجام پس از تصمیم مجدد سازمان ملل ارتش اسرائیل نیز در روز 7 مارس 1957 از  مناطق متصرفی سینا و نوار غزه عقب نشست و   نیروی صلح سازمان مدت ده سال در منطقه مرزی میان مصر و اسرائیل  حافظ صلحی شکننده  میان دو کشور بود.

برنده سیاسی در بحران سوئز دولت مصر بود. ناصر با مقاومت در برابر قدرت های استعماری سابق پرچمی را برافراشت که اندک زمانی بعد سبب فروپاشی امپراتوری های استعماری انگلیس و فرانسه شد و از آن پس هر دو کشور بعنوان کشورهای درجه دو پس از آمریکا قرار گرفتند. نقش اسرائیل سبب انتقاد عمومی شد . ناهوم گلدمان ، دبیرکل کنگره جهانی یهود و سازمان جهانی صهیونیستی  در این مورد گفت ” تصویر اسرائیل در جهان عرب بعنوان همدست  قدرت های امپریالیستی برای همیشه تثبیت شد “.

http://www.jungewelt.de/2011/10-22/009.php

http://www.jungewelt.de/2011/10-22/008.php

هیچ نظری موجود نیست: