نگاهي به...

هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰ ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم! ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست! سلام به شهدای خلق! سلام به آزادی!

۱۳۹۳ مهر ۵, شنبه

باز نشر این شعر را به آقای عباس امیر انتظام تقدیم میکنم اسماعیل وفا یغمائی

اى آزادى اسماعیل وفا یغمایی

باز نشر این شعر را به آقای عباس امیر انتظام تقدیم میکنم اسماعیل وفا یغمائی

رکوع مرا 

هيچ آسمانى،

و سجود مرا

هيچ زمينى

نظاره نخواهد كرد

خدائى را به نيايش اگر بايد ايستاد


تنها توئى!

تنها تو، اى آزادى!



تو

كه تنها تو

آدمى را آفريدي

ودر آفرينشى بى پايان

دمادم، او را مى آفرينى.

نورى تو

هوا

و

آب

و

شعله اى

آنچه كه آدمى را زنده مي‌دارد

وآنچه كه به مرگ معنا مى بخشد.



زيبائي تو!

زيبائي اي آزادي

حتي زيباتر از معشوق من

ــ آفرينه‌اي كه در روشناي پوست تن‌اش محو شوم

تا تاريكي و تنهائي خود را وانهم

و ترانه‌اي روشن جستجو كنم ــ

و مستي آورتر از آن شراب عتيقِ كهنِ ملعونِ مقدس

كه شاعران از خمخانه‌ي شيطانش ربوده‌اند

تا‌آتش آن را در شعرهاي شبانه بر افروزند

و به آتشدانها و قلبهاي مردمانش هديه دهند .


زيبائي تو!

وآن محبوب بي پايان مشترك

كه به تفرقه پايان ميدهد

و سرودها و دستها را يگانه ميكند.

چنان معصوم و كوچكي تواي زيبا!

كه گيسوان رها شده در باد زني عابر

و كفر كافران و پيمانه‌ي رندان رابه دفاع مي ايستي
و چنان عظيمي تو

كه تمامت خشم ملتي را

تنها در يك واژه مي نشاني


و در بارگاه «اقتدار» و«فريب»

منفجر مي كني:

آزادي !.

نه سياه

نه سپيد

نه سرخ


و نه زرد.

نه پرچم

نه مرز


و نه مذهب،

درآنسوي خدا و شيطان

فراتر ازهر آئين و آرمان

تو تنها زمين را به رسميت مي شناسي

و انسان را بر آن.



فراتر از هر تعريفي

كه همه چيز با تو تعريف ميشود

و خود هرگز تعريف نمي شوي،
تو،

تنها،

هستي،

چرخنده چون توفاني در ذات جهان

و استخوانهاي آنكه بر تخت شكنجه

يا در خيابانهاي غربت

و شعله ها ترا زبانه كشيد و فرياد كرد.


كدام شعر و كدام غزل

اي معشوق!

كه سرودني نيستي

تو تنها بودني هستي

كه تمامي بودني

بايد در هواي تو احاطه و عريان شد

و بي هراس و جسور ترا در آغوش كشيد،

تا يگانگي تن و جان و جهان

و تا وصل تو عطش تمنائي ديگر در كام ريزد.




از دور دست زمان

كاهنان آدميان را به سجده‌ي خدايان ندا دادند،

بشنويدم!

اينك منم آن منادي

كه تمامي خدايان و رسولان را به سجود تو مي خوانم

تا نقاب «تزوير»

از چهره‌ي «ابليس»

فرو افتد

و سيماي خداي راستين

نه در «طور»


و نه در «معراج»

بل درتجلي تو

به تماشاي جهان

نهاده شود

از مجموعه شعر منتشر شده نیایش نوئل.


نهم ژوئيه 

2003 ميلا
دي

بیشترین آمار سقط جنین در ایران مربوط به دختران جوان ۲۱ تا ۳۰ سال است

بیشترین آمار سقط جنین در ایران مربوط به دختران جوان ۲۱ تا ۳۰ سال است


abortion-Iran
تقاطع: مقام‌های مسوول در استان کرمان از افزایش ۷۴ درصدی آمار سقط جنین در این استان در سال ۹۲ نسبت به سال قبل از آن خبر داده می‌گویند بیشتر این افراد، دختران جوانی هستند که بدون اطلاع خانواده‌های‌شان نوزادشان را سقط می‌کنند.
حمید اسحاقی، بازپرس شعبه سوم “دادسرای عمومی و انقلاب استان کرمان” روز یکشنبه (۹ شهریور-۳۱ آگست) به خبرگزاری ایسنا گفت که هرچند «سقط جنین ‌عوارض زیادی دارد و گاهی اوقات به مرگ مادر منجر می‌شود» اما زنان هم‌چنان خود را «بدون آگاهی به  دست افراد سودجو می‌سپارند».
او در عین حال از “آمار سیاه” سقط جنین به دلیل «پنهانی» انجام‌شدن آن در “اکثر اوقات”، ابراز تاسف کرد و افزود: «افرادی که خود را پزشک می‌دانند و بدون مجوز در زیرزمین‌های شهر سقط جنین را انجام می‌دهند به جز پول به چیز دیگری فکر نمی‌کنند و باید به سزای اعمال خود برسند.»
عباس آمیان، “مدیرکل پزشک قانونی استان کرمان” نیز بیشتر موارد سقط جنین را در رده سنی ۲۱ تا ۳۰ سال اعلام کرد و با بیان این‌که این سازمان برای ۱۷۶ مورد از ۳۶۷ مورد ارجاع شده به آن، مجوز صادر کرده، خاطرنشان کرد که بیشتر دختران جوان، بدون این‌که خانواده‌شان چیزی در این ارتباط بدانند مراجعه می‌کنند».
به گفته وی، این افراد مبلغی بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان دستمزد پرداخت می‌کنند و این رقم، «بر اساس موقعیت‌های مختلف تغییر می‌کند».
در این میان، منصوره صافی‌زاده، “مدیر گروه بهداشت خانواده دانشگاه علوم پزشکی کرمان” با استناد به “آمارهای ملی” گفت که «۱۰ درصد زنانی که به سقط جنین ارادی اقدام می‌‎کنند، از عوارض آن رنج می‌‎برند که ۲۰ درصد از این عوارض، برجسته‎‌تر از دیگر موارد است».
وی از اختلالات جنسی، مسائل مزمن در ارتباط با روابط اجتماعی، از دست رفتن حافظه، اضطراب، گناه و پشیمانی، اندوه، تمایل فزآینده به خشونت و گریه و زاری مزمن به عنوان شماری از عوارض سقط جنین نام برد و خاطرنشان کرد که «خطر ابتلا به سرطان سینه در میان زنانی که حداقل یک‌ بار سقط داشته‌اند، ۵۰ درصد بیش از دیگر زنان است».
“ایسنا” با تاکید بر “فقدان آمارهای رسمی درباره سقط جنین” افزوده است که “آمپول‌های سقط جنین” که بسیاری‌شان “تاریخ مصرف گذشته” هستند، هم‌چنان در «دخمه‌های فروش دارو توسط دلالان به متقاضیان فروخته می‌شود».
گفتنی است محمداسماعیل مطلق، “مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت” روز ۱۹ خرداد در سخنانی در “دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی” از انجام ۲۲۰ هزار سقط جنین در کشور در سال ۱۳۹۱ خبر داد و گفت که از این رقم، «۱۲۰ هزار سقط غیرقانونی بوده» و ۱۰۰ هزار سقط بنا به گفته “زوجین” به دلایل پزشکی رخ داده که “۲۰ درصد” از آن ناشی از مسائل “اقتصادی” و “۵ درصد” نیز به دلیل “تداخل فرزندآوری” بوده است.
علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی نیز روز ۲۳ تیرماه در سخنانی در “سمینار روز جهانی جمعیت” که در “دانشگاه علوم پزشکی تهران” برگزار شد با تایید این آمار گفت که «این میزان سقط جنین غیرقانونی وجوهی ندارد و برای جامعه عِقاب دارد هم از نظر معنوی و هم از نظر اجتماعی برای کشور خوب نیست».
این آمار در حالی است که تیرماه سال گذشته، “سازمان پزشکی قانونی کشور” اعلام کرده بود که در سال ۱۳۹۱، ۶,۶۵۶ نفر برای دریافت مجوز “سقط درمانی” به مراکز پزشکی قانونی سراسر کشور مراجعه کردند که از این تعداد ۴۸۱۸ تن موفق به دریافت مجوز شدند.
بر اساس قوانین ایران، تنها در شرایط «بیماری جنین به علت عقب‌افتادگی یا ناقص‌الخلقه بودن» و یا «بیماری مادر که با تهدید جانی او توام باشد»، تا بارداری زیر ۱۹ هفته (۴ ماه)، امکان سقط جنین با مجوز پزشکی قانونی وجود دارد.

ایسنا، لیلا جاویدان در یک نشست خبری به مناسبت “هفته ازدواج” گفت که در سال گذشته، سه مورد ازدواج دختر زیر ۱۰ سال و شش مورد ازدواج پسران زیر ۱۵ سال نیز در استان آذربایجان شرقی ثبت شده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، لیلا جاویدان در یک نشست خبری به مناسبت “هفته ازدواج” گفت که در سال گذشته، سه مورد ازدواج دختر زیر ۱۰ سال و شش مورد ازدواج پسران زیر ۱۵ سال نیز در استان آذربایجان شرقی ثبت شده است.
خانم جاویدان در خصوص آمار مربوط به ازدواج در این استان در سال جاری نیز اظهار داشت: «در پنج ماهه نخست امسال، شاهد کاهش ۸/۲ درصدی ازدواج و افزایش ۷/۵ درصدی آمار طلاق نسبت به همین دوره در سال ۹۲ بودیم و آذربایجان شرقی، رتبه دوازدهم را در نرخ ازدواج دارد.»
پیش از این در روز ۱۳ تیرماه امسال، سازمان حقوق بشری “عدالت برای ایران”، با استناد به جدید‌ترین آمارهای “سازمان ثبت احوال” در ایرانگزارش داده بود که در ۹ ماه نخست سال گذشته ازدواج نزدیک به ۳۱ هزار دختر زیر ۱۵ سال در ایران به ثبت رسیده است.
گزارش این سازمان، شمار ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در سال ۱۳۹۱ را نیز نزدیک به ۴۱ هزار مورد اعلام کرده و افزوده بود که در این سال، دست کم ۲۳۵ دختر زیر ۱۵ سال، با مردان بالای ۳۵ سال، و نزدیک به ۱۰۰ دختر زیر ۱۵ سال نیز با مردان بالا‌تر از ۴۰ سال ازدواج کرده‌اند.
 بر اساس این گزارش، ازدواج دختربچه‌ها در ایران، تنها محدود به مناطق خاصی از ایران نیست به گونه‌ای که در سال ۱۳۹۱ در هفت استان تهران، خراسان شمالی و جنوبی، آذربایجان شرقی، گیلان، مازندران و کرمانشاه، ازدواج دختربچه‌ها به ثبت رسیده است.
گفتنی است بر پایه قوانین ایران، سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است، اما پدر و یا جد پدری می‌توانند دختران کمتر از این سن را نیز با اجازه دادگاه بر سر سفره عقد بنشانند.

کاهش سن روابط دختر و پسر به دوره راهنمایی؛ ۳۰ درصد ازدواج‌ها زیر چهار سال به طلاق مینجامد

کاهش سن روابط دختر و پسر به دوره راهنمایی؛ ۳۰ درصد ازدواج‌ها زیر چهار سال به طلاق مینجامد


Relationships-in-Iran
تقاطع: معاون وزارت ورزش و جوانان در ایران می‌گوید که سن روابط پیش از ازدواج دختر و پسر در کشور به سنین دوره تحصیلی راهنمایی کاهش پیدا کرده است.
محمود گلزاری، “معاون سامان‌دهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان” روز شنبه (۱۴ دی-۴ ژانویه) در گفتگو با خبرگزاری “ایسنا” با بیان این‌که رابطه‌ی «قبل از ازدواج» در ایران افزایش یافته گفت که این روابط «از سنین راهنمایی شکل می‌گیرد و لازم است سامان یابد».
آقای گلزاری از افزایش سن ازدواج و هم‌چنین نوعی «بی‌میلی به ازدواج» در جامعه خبر داد و گفت که بسیاری از دختران تحصیل‌کرده چون «همسر مناسب» پیدا نمی‌کنند، به «تجرد ناخواسته» تن می‌دهند.
وی با اشاره به این‌که «بیش از ۳۰ درصد از ازدواج‌ها در شهرهای بزرگ در کمتر از چهار سال به طلاق منجر می‌شود» افزود که این آمار «در میانگین کشوری شامل ۲۰ درصد طلاق در سنین جوانی در هر سال است».
معاون “وزارت ورزش و جوانان” در دولت حسن روحانی، از «سازگاری» به عنوان «مشکل جدی» بعد از ازدواج نام برد و ریشه بیش از ۶۰ درصد بحران‌های خانواده را عواملی همچون «انتخاب نامناسب همسر» و «فقدان آموزش و مشاوره هنگام اختلاف» دانست. او خاطرنشان کرد که در این زمینه، «دوره‌های آموزشی و کتاب نداریم».
گلزاری با بیان اینکه «بخش عمده بحران‌های زندگی مشترک و طلاق زوجین از انتخاب نامناسب همسر نشات می‌گیرد»، گفت که حتی در خانواده‌های تحصیل‌کرده، «عینی‌ترین ملاک‌ها» هم‌چون «زیبایی»، «پول» و «مدرک» معیار انتخاب همسر قرار می‌گیرند.
گفتنی است کار‌شناسان مسائل اجتماعی تاکنون بار‌ها از کاهش سن روابط دختر و پسر و هم‌چنین بی‌میلی دختران به ازدواج خبر داده‌اند.
از جمله در مردادماه امسال، عالیه شکربیگی، “مدیر کارگروه زنان و مناسبات خانواده انجمن جامعه‌شناسان ایران” با هشدار نسبت به کاهش سن آسیب‌های اجتماعی در میان دختران به سنین دوران راهنمایی، گفته بود: «بلوغ زودرس و کاهش سن روابط بین دختر و پسر امنیت و سلامت خانواده‌ها را تهدید می‌کند.»
دکتر مجید ابهری، رفتار‌شناس، نیز، شهریورماه گذشته در گفتگو با وب‌سایت دولتی “شبکه ایران” با هشدار درباره‌ی افزایش دختران مجردی که «سنین مطلوب ازدواج» را از دست‌ داده‌اند و «حتی رسیدن به سن یائسگی» رسیده‌اند، از این پدیده به عنوان “پیردختری” نام برد و گفت که «۴ تا ۶ میلیون پیردختردر کشور وجود دارند که این می‌تواند تبعات اجتماعی بدی را برای جامعه رقم زند»
آقای ابهری هم‌چنین گفته بود که ۴۰ درصد دختران مجرد ایرانی معتقدند که ازدواج به درد آن‌ها نمی‌خورد و از این رو به مرحله «تجرد کامل» رسیده‌اند.

روابط ایران و اسراییل در گفتگو با رامین پرهام؛ پایان تلخِ یک ماه عسل شاهانه

روابط ایران و اسراییل در گفتگو با رامین پرهام؛ پایان تلخِ یک ماه عسل شاهانه

تاریخ انتشار: ۳۰ شهریور, ۱۳۹۳

Ramin-Parham-1
مرکز مطالعات لیبرالیسم: دکتر رامین پرهام، نویسنده و پژوهش‌گر ایرانی مقیم پاریس است که نگارش کتاب‌هایی چون «تاریخ سری انقلاب ایران» و «زاده شده در اصفهان» را در کارنامه‌ی خود دارد. او در تاز‌ه‌ترین کتابش با عنوان “ایران-اسراییل؛ بازی جنگ” به تاریخ‌چه‌ی روابط ایران و اسراییل پرداخته‌ است. در قسمت اول گفتگو با دکتر پرهام که پیرامون این کتاب‌ انجام شده، او به توضیح اجمالی پیرامون فصل‌های مختلف کتابش پرداخته به فراخور موضوع، به برخی از ابعاد همکاری ایران پادشاهی و اسراییل اشاره می‌کند. 
رامین پرهام: این کتاب سوم من است که به زبان فرانسه منتشر می‌شود. موضوع آن روابط ایران و اسراییل است. اهمیت موضوعی آن در این نهفته است که با وجود تنش بیش از حدی که بین این دو کشور بعد از انقلاب اسلامی و به خصوص در ٢۵ سال اخیر و به قدرت رسیدن حزب‌الله و پیدایش حماس و جهاد اسلامی به وجود آمده است، کسی چندان به این موضوع نپرداخته است. در خود اسراییل چند نفر از روزنامه‌نگاران اسراییلی به این موضوع از دیدگاه اطلاعاتی و امنیتی پرداخته‌اند، مثل رونن برگمن. تریتا پارسی رساله تحصیلی‌اش در این زمینه بوده سهراب سبحانی هم که در حوزه‌ی نفت کار می‌کند کتابی در این زمینه دارد. غیر از این، کار چشم‌گیر دیگری به ویژه در این سال‌های اخیر تشدید بحران، صورت نگرفته است.
شما در صحبت‌های‌تان روابط خصمانه ایران و اسراییل را به ٢ دوره ٢۵ساله و ٣۵‌ساله تقسیم می‌کنید و ٢۵ سال اخیر را در روابط ایران و اسراییل خصمانه‌تر می‌دانید. چرا؟
چون ١٠ سال اول انقلاب، دوره شکل‌گیری دولت اسلامی در ایران، نهادسازی و قتل‌عام مخالفان داخلی بود. حکومت برآمده از انقلاب، نهادهای ایران پیش از دولت اسلامی را متلاشی کرد؛ از جمله سرفرماندهی ارتش، و دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی و نیروی مسلح عقیدتی خودش را بنیان گذاشت. این کار را هم در آغاز با کمک فلسطینی‌ها انجام داد. اگر جنگ را نیز به این اضافه کنید می‌بینید که دولت اسلامی در ایران در ١٠ سال اول تکوین خود عملا وقت چندانی برای پرداختن به مسائل بیرونی نداشت.
ولی شکل‌گیری حزب‌الله لبنان از‌‌ همان اوائل برپایی دولت اسلامی در ایران صورت می‌گیرد؟
بله، جمهوری اسلامی از‌‌ همان آغاز دهه ۶٠ شکل‌دهی به حزب‌الله لبنان را آغاز می‌کند. افرادی مثل علیرضا عسگری که بعدا هم مفقودالاثر شد در شکل‌دهی به جریان حزب‌الله در لبنان دست داشتند. اما طول کشید حزب‌الله به گروهی تبدیل شود که می‌شناسیم. در دهه ٧٠ شمسی است که حزب‌الله کاملا استقرار پیدا می‌کند و از طریق سوریه توسط دولت اسلامی در ایران تجهیز می‌شود. از این رو واقعا به نظر من روابط خصمانه ایران و اسراییل عملا از دهه ٩٠ میلادی به بعد است که شروع می‌شود. از همین دهه ٩٠ نیز هست که ازسرگیری برنامه اتمی واقعا آغاز می‌شود. برنامه اتمی تحت عنوان «امپریالیستی و استعماری» با انقلاب متوقف شد. در زمان جنگ و پس از آزادی خرمشهر به دست ارتش ایران، رفسنجانی، خمینی را راضی به ادامه جنگ و ازسرگیری برنامه اتمی می‌کند. از دهه بعد و به ویژه در دو دوره ریاست خاتمی است که برنامه اتمی از دو راه شیمیایی غنی‌سازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم، ازسرگرفته می‌شود و ابعاد صنعتی به خود می‌گیرد.
کارت شناسایی ایرانی سرتیپ اسحاق سِگِف، آخرین وابسته‌ی سیاسی اسراییل در ایران (برای دیدن عکس در ابعاد اصلی بر روی آن کلیک کنید.)
کارت شناسایی ایرانی سرتیپ اسحاق سِگِف، آخرین وابسته‌ی سیاسی اسراییل در ایران (برای دیدن عکس در ابعاد اصلی بر روی آن کلیک کنید.)
کمی جزیی‌تر درباره فصل‌های مختلف کتاب توضیح می‌دهید؟
کتاب در ٨ فصل و یک گفتار پایانی تنظیم شده است. فصل اول مربوط به داستان سرتیپ «اسحاق سِگِف» است. ایشان سردسته‌ی آخرین گروه ٣٣ نفره اسراییلی‌هایی بودند که خاک ایران را در سال ۵٧ ترک کردند. باورنکردنی این است که ایشان به عنوان آخرین وابسته نظامی اسراییل در ایران و تیمش که شامل کماندوهای اسراییلی و هِرمِلین، واپسین سفیر اسراییل در ایران می‌شد، تا بعد از ٢٢ بهمن هم‌چنان در ایران بودند و مدام خانه عوض می‌کردند. وقتی هم که یاسر عرفات و هانی الحسن به عنوان سران الفتح برای ملاقات با خمینی، یزدی و حاج سید جوادی، وزیر وقت کشور، به ایران می‌آیند، می‌دانستند که اسراییلی‌ها هنوز در تهران هستند. چه حزب‌اللهی‌ها و چه چپ‌های انقلابی هم به دنبال این‌ها بودند تا بتوانند آن‌ها را به دام انداخته و تحویل فلسطینی‌ها بدهند تا آن‌ها نیز اسحاق سِگِف و یارانش را در ازای زندانیان فلسطینی با اسراییلی‌ها معاوضه کنند. این برای من مانند یک فیلم‌نامه می‌ماند. از این رو این فصل شامل یک گفتگوی طولانی با سرتیپ اسحاق سِگِف در تل‌آویو شد. فصل پایانی کتاب نیز مختص به یوری لورانی است، از واپسین کارگزاران دیپلماسی اسراییل در ایران. ایشان گرچه سنش بالا است اما مانند یک دائرةالمعارف متحرک ایران و منطقه است. پس از مأموریت در ایران، سِگِف فرماندار نظامی نوار غزّه شد و لوبرانی هماهنگ‌کننده عملیات اسراییل در لبنان. وی پیشکسوت‌ترین شخصیت سیاسی اسراییل است.

محرمانه خود به اورشلیم می‌فرستد. فجر اسلام توسط حاج داوود کریمی پایه‌گذاری شد. کریمی در جنوب تهران تراشکار بود. وی ۴ سال قبل از انقلاب به لبنان می‌رود و با چمران ارتباط می‌گیرد؛ سپس در همان‌جا در اردوگاه‌های فلسطینی آموزش دیده یک سال بعد به ایران باز می‌گردد.

musa_sadr
مرکز مطالعات لیبرالیسم – علی‌رضا کیانی: در بخش اول گفتگو با رامین پرهام، نویسنده و پژوهش‌گر ایرانی مقیم پاریس، به بررسی اجمالی کتاب تازه‌اش “ایران-اسراییل؛ بازی جنگ” پرداختیم. حال در بخش دوم این گفتگو، آقای پرهام جنبه‌های تازه‌ای از زندگی و شخصیت “امام موسی صدر”، رهبر فکری و سیاسی شیعیان لبنان در سال‌های پیش از انقلاب بهمن ۵۷ را برای‌مان بازگو می‌کند. جنبه‌هایی که در کتابش نیز به صورت مستند به آن پرداخته است. وی موسی صدر را آخوندی “خوش‌گذران” و “پول‌دوست” توصیف می‌کند که هم از حمایت ساواک و دستگاه سلطنت برخوردار بود و هم‌ هم‌زمان با انقلابیون و شخص خمینی مراوداتی داشت. به گفته‌ی دکتر پرهام، “صدر” در نهایت به دلیل مسائل مالی-سیاسی، زیردست بازجویان دستگاه اطلاعاتی معمر قذافی، دیکتاتور لیبی سکته می‌کند و می‌میرد.
بخش اول گفتگو با رامین پرهام را در اینجا می‌توانید بخوانید.
علیرضا کیانی: گویا شما در جریان نوشتن کتاب‌، پژوهشی هم درباره‌ی “امام موسی صدر” داشتید. چه نکات تازه‌ای از “صدر” در کتاب‌تان مطرح شده است؟
رامین پرهام: می‌دانید که اصلاح‌طلبان از امام موسی صدر یک “افسانه” ساخته‌اند. هرچند که امام موسی صدر یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تشیع سیاسی است اما او کسی بود که رابطه‌ی هفتگی با ساواک داشت. اصلا با کمک ساواک به لبنان رفت. وی آخوندی خوش‌گذران بود و از خانواده‌ای مهم در روحانیت شیعی. همان‌طور که در کتابم به آن اشاره دارم، حتی برخی شیعیان سکولار لبنانی نیز از وی به علت آن‌چه «رفتار جنسی نامناسب» موسی صدر می‌نامیدند، گلایه داشتند. سال‌ها پیش از خمینی لقب امام گرفت. ولی بدون کمک ساواک اصلا نمی‌توانست چنین موقعیتی پیدا کند. با کمک ساواک بود که وی توانست موسسه‌های تحصیلی و مدنی تاسیس کند و باز هم به کمک ساواک بود که وی توانست در اِلیت مسیحی و سنی سیاسی لبنان نفوذ کند و اصلا تبدیل به شخصیتی ملی در آنجا شود. در عین حال با CIA در بیروت و در رابطه با تحرکات شوروی در شامات، همکاری اطلاعاتی داشت و با دستگاه‌های اطلاعاتی عرب نیز کار می‌کرد. او بود که دست ابراهیم یزدی و صادق قطب‌زاده را می‌گیرد و در دست دستگاه اطلاعاتی سوریه می‌گذارد. («نهضت آزادی» پیش از این نیز با دستگاه اطلاعاتی مصر در دوران جمال عبدالناصر برای مدتی همکاری داشت)
علی‌رضا کیانی: یعنی امام موسی صدر علاوه بر رابطه با ساواک با انقلابیون ایرانی نیز رابطه داشت؟!
رامین پرهام: بله. اصلا از آنجا بود که رابطه نهضت آزادی (که در آن دوران جزو حلقه اولیه خمینی محسوب می‌شد) با سوری‌ها و «معمر قذافی» در لیبی شکل می‌گیرد و پیونددهنده اصلی این رابطه موسی صدر بود. این پیوند با فلسطینی‌ها نیز علاوه بر سوری‌ها برقرار بود. یعنی در عین حال که از شاه کمک مالی می‌گرفت (عرفات کمک‌های مالی شاه را از طریق سفیر ایران در مراکش دریافت کرده، این کمک‌ها به حساب‌های بانکی وی و دیگر مقامات عالی الفتح در سوییس و به واسطه سفیر مراکش در لبنان واریز می‌شدند) و گله هم می‌کرد که چرا کمک‌ها افزایش نمی‌یابند! عرفات و «سازمان آزادی‌بخش فلسطین» به انقلابیون اسلامی و مارکسیست و مارکسیست اسلامی ایران نیز آموزش چریکی می‌دادند تا به ایران بیایند و بساط «انقلاب شکوه‌مند» را فراهم سازند!
علیرضا کیانی: یعنی می‌خواهید بگویید امام موسی صدر موضع خیانتکارانه به دستگاه پهلوی داشت؟
رامین پرهام: بله. موسی صدر به شاه نامه می‌نوشت و پیام می‌داد و اعلام اخلاص و خاکساری و چاکری می‌کرد و از وی کمک می‌گرفت و در عین حال انقلابیون ایران را به دستگاه‌های اطلاعاتی سوری و لیبیایی و فلسطینی وصل می‌کرد. وقتی «هانی الحسن» به همراه یاسرعرفات به ایران می‌آید نکته‌ای را می‌گوید که البته غلو است اما این غلو، گویای ابعاد گسترده کمک دستگاه‌های فلسطینی به انقلابیون اسلام‌گرای ایران در دهه ۵٠ خورشیدی است. هانی الحسن رسماً اعلام می‌کند که سازمان متبوع وی «ده هزار چریک و مجاهد ایرانی تربیت کرده است». تا جایی که محافظان شخصی خمینی تا مدت‌ها پس از ٢٢ بهمن حتی فلسطینی هستند. چرا؟ هانی الحسن در پاسخ به این سوال می‌گوید: «به خاطر این‌که خمینی به ایرانی‌ها اعتماد نداشت!» به همافر، افسر و به کسانی که از نیروهای مسلح ایران آمده بودند اعتماد نداشت. البته خمینی حق هم داشت که به افسر و به خلبان و به تکاور ارتش ایران اعتماد نداشته باشد.
علیرضا کیانی: درباره سرنوشت امام موسی صدر صحبت کنید؟ این یکی از بغرنج‌ترین و پیچیده‌ترین مسائل درباره وی است.
رامین پرهام: موسی صدر آخوندی خوش‌گذران، شیاد و جاه‌طلب بود. هم از توبره می‌خورد و هم از آخور. هم با ساواک همکاری می‌کرد هم با دستگاه اطلاعاتی امریکا و هم با امنیتی‌های عرب. تا جایی که ۵٠ میلیون دلار آن زمان (دلار به قیمت سال‌های ٧٠ میلادی) از دستگاه اطلاعاتی قذافی می‌گیرد. این کمک را قذافی به این دلیل به موسی صدر و مصطفی چمران می‌کند که آن‌ها برای حمله به اسراییل از جنوب لبنان از دستگاه تازه‌تاسیس «اَمَل» استفاده کنند. درواقع، قذافی از آن‌ها می‌خواست که در خاک اسراییل عملیات چریکی راه بیاندازند. موسی صدر این پول را می‌گیرد ولی هیچ‌گاه اقدام نظامی علیه اسراییل انجام نمی‌دهد. مدتی می‌گذرد. قذافی می‌خواهد بداند که این پول بالاخره چه شده است. به بهانه‌ی بزرگداشت انقلاب لیبی، موسی صدر را به پایتخت لیبی دعوت می‌کند. به محض ورود صدر به لیبی وی را می‌خواهد و از او می‌پرسد ۵٠ میلیون دلار چه شد؟ موسی صدر هول می‌شود و جوابی ندارد بدهد. قذافی نیز صدر را به بازجویان دستگاه اطلاعاتی‌اش تحویل می‌دهد. صدر در حین بازجویی سکته می‌کند. همراهان او پس از این جریان به قتل می‌رسند. قرار بود صدر از طریق رم به لبنان بازگردد ولی هیچ‌گاه پایش به رم نرسید. وی بعد از این می‌خواست به آمریکا برود. آمریکایی‌ها چندین باز از وی دعوت کرده بودند. صدر قرار بود در آمریکا با معاون وقت ریاست جمهوری این کشور دیدار داشته باشد. او یک بار سفر رسمی خود از لبنان به آمریکا را به درخواست شخص یاسر عرفات، عقب انداخته بود. آقازاده معمم و دون‌پایه ساواک تا این اندازه ظرف ده پانزده سال به شخصیتی مهم در لبنان و شامات تبدیل شده بود.
Khomeini-Letter-to-Assad
نامه محرمانه خمینی به حافظ اسد درباره‌ی وضعیت موسی صدر
علیرضا کیانی: منبع این اطلاعات شما درباره امام موسی صدر چیست؟ می‌دانید که در فضای رسانه‌ای ایران این‌ها حرف‌های تازه‌ای هستند.
رامین پرهام: یک سری منابع دانشگاهی که در کتاب آوردم. منابع دیگر مرکز اسناد بایگانی ملی آمریکا است از ارتباطات بین تهران و بیروت و واشینگتن که قبلا سری بود و الان قابل دسترس شده است. نیز منابع اطلاعاتی و امنیتی ایران، چه در ساواک و چه در ضداطلاعات ارتش، که این‌ها را شما می‌توانید در بایگانی تاریخ شفاهی ایران در هاروارد پیدا کنید. دولت اسراییل نیز در سال جاری میلادی برخی از اسناد مربوط به انقلاب ایران را از طبقه‌بندی خارج کرده است که در مرکز اسناد دولت اسراییل در اورشلیم در دسترس پژوهشگران گذارده شده‌اند. در ضمیمه نیز نامه خمینی به «حافظ اسد» در رابطه با موسی صدر را آورده‌ام. خمینی بسیار محترمانه از رییس‌جمهور و «رییس کنگره صمود و رفز» (یعنی پایداری و امتناع – رفض عربی را هم رفز نوشته است!) می‌خواهد تا موضوع ناپدید شدن صدر را با آن‌هایی که «در قضیه فلسطین اجتماع کرده‌اند» (!) درمیان بگذارد… چرا که ملت ایران مشغول «سوزانده شدن» در آتش «کشتارهای دستجمعی» رژیم است! این نامه در سال ۵٧ نوشته شده است. گروهک تروریستی «فجر اسلام» آن را تکثیر می‌کند و‌‌ همان سال دستگاه اطلاعاتی اسراییل آن را در پیوست یکی از گزارش‌های محرمانه خود به اورشلیم می‌فرستد. فجر اسلام توسط حاج داوود کریمی پایه‌گذاری شد. کریمی در جنوب تهران تراشکار بود. وی ۴ سال قبل از انقلاب به لبنان می‌رود و با چمران ارتباط می‌گیرد؛ سپس در همان‌جا در اردوگاه‌های فلسطینی آموزش دیده یک سال بعد به ایران باز می‌گردد.
علیرضا کیانی: موضع امام موسی صدر به طور کلی در برابر انقلاب اسلامی چه بود؟
رامین پرهام: موسی صدر، خمینیِ پیش از خمینی بود. صدر پیشگام خمینی بود. موسی صدر درباره خمینی مطلبی در لوموند منتشر کرد. این مساله چند روز بعد از فاجعه “سینما رکس” بود که وی در لوموند به دفاع جانانه از خمینی پرداخت. تحت عنوان «فراخوان پیامبران». یعنی درباره خمینی از امامت هم فرا‌تر رفت! این مطلب، نقش عمده‌ای بازی کرد در تبرئه انقلابیون. همین امروز هم اصلاح‌طلبان به آن مقاله استناد می‌کنند. وی یک آخوند عیاش و پول‌دوست بود و لجستیک انقلاب ایران در لبنان دست وی و ملی-مذهبیون نهضت آزادی بود. در اهمیت جنایت رکس آبادان یک نکته مهم دیگر را فراموش نکنید: در رده‌بندی اقدامات تروریستی در قرن گذشته، آدم‌سوزی سینما رکس آبادان به دست انقلابیون اسلامی در ایران به عنوان بزرگ‌ترین اقدام تروریستی قرن، پیش از یازده سپتامبر به ثبت رسیده است.

رقص و پایکوبی در همایش "بسیج دانشجوی"

برای ترویج بی حجابی چه کانال ماهواره ای را نگاه کنیم بهتر است؟در حاشیه جمع آوری ماهواره توسط سپاه پاسداران




حکم اخراج یکی از کارگران شرکت پیمانکاری «نماد‌پیشکسوتان‌آب» شبانه به وی اعلام شد.



حکم اخراج یکی از کارگران شرکت پیمانکاری «نماد‌پیشکسوتان‌آب» شبانه به وی اعلام شد.
«داوود نورائی»  کارگر قراردادی شرکت پیمانکاری «نماد‌ پیشکسوتان‌ آب» در تشریح جزئیات اخراج شبانه‌اش به ایلنا گفت: عصر روز دوشنبه (۱۰ شهریورماه) طی تماس تلفنی از سوی کارفرما به‌ من اعلام شد که قرارداد شما خاتمه یافته و از فردا نباید سرکار حاضر شوید.
وی که از ۲۴ سال پیش بصورت قراردادی در یکی از شرکت‌های پیمانکاری شرکت آب و فاضلاب استان تهران مشغول به کار بوده است، ادامه داد: این ابلاغیه تلفنی شبانه بدون هیچ توجیهی به اطلاع من رسید.
نورائی در خصوص قرارداد کاری خود با شرکت پیمانکاری گفت: آخرین بار قرارداد کاری من از تاریخ ۱۵ /۰۶/ ۹۲ تا ۱۵ /۰۶/ ۹۳ منعقد شده بود و  با گذشت این همه سال نمی‌توانم باور کنم که بدون هیچ دلیلی شبانه از کار اخراج شده‌ام.
در همنی رابطه «مهدی عقبایی» عضو هیئت مدیره اتحادیه کارگران آب و برق ایران با تایید خبر اخراج آقای نورائی به ایلنا گفت: مطابق قرارداد کار کارفرما می‌بایست یک‌ماه قبل از اتمام زمان قرارداد، مسئله قطع همکاری را به آقای نواریی اعلام می‌کرد، بنابراین در این مورد اخراج این کارگر از نظر حقوق کار مسئله دار تلقی می‌شود.
وی ادامه داد: در حال حاضر با شکایت این کارگر به اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران این پرونده در حال رسیدگی است و ما نیز به عنوان نماینده کارگری در تلاش هستیم تا با نماینده کارفرما گفتگو کرده تا زمینه برای بازگشت به کار این کارگر فراهم شود.
[تصویر دادخواست کارگر قراردادی اخراجی سازمان آب و فاضلاب شبکه منطقه ۵ استان تهران]

پیمانکاران منطقه در تهیه و تدارک استراحتگاه‌های کارگری کوتاهی می‌کنند.



  پیمانکاران منطقه در تهیه و تدارک استراحتگاه‌های کارگری کوتاهی می‌کنند.
این کار‌شناس ایمنی که نخواست نامش فاش شود در این باره به ایلنا گفت: کارفرمایان اصلی اتاقک‌هایی را به عنوان استراحت‌گاه (کمپ) در اختیار پیمانکار قرار می‌دهند و پیمانکاران باید با مجهز کردن آن‌ها به امکانات رفاهی استاندارد و کافی فضای سالمی برای زندگی کارگران فراهم کنند.
وی با تاکید بر این‌که هر استراحت‌گاه باید به ۵ یا ۶ نفر اختصاص یابد، اظهار داشت: متاسفانه در این اتاقک‌ها بیش از ۹ نفر جای داده می‌شوند که با توجه به فضای کم اتاقک‌ها امکان استراحت بعد از کار سخت و طولانی کارگران بسیار نامناسب تلقی می‌شود.
به گفته این کار‌شناس ایمنی استاندارد یک استراحت‌گاه سالم عبارت‌ است از: استقرار تخت‌خواب به‌شمار افراد مستقر در اتاق‌ که به منظور جلوگیری از نفوذ حشرات موذی انجام می‌شود؛ استقرار سیستم استحمام مناسب، تهیه آب نوشیدنی استاندارد و به دلیل گرمای منطقه تهیه یخ؛ نصب دستگاه تهویه مطبوع، یخچال، تلوزیون، چوب لباسی و جاکفشی.
وی با بیان این‌که نحوه «استقرار و اسکان کارگران» توسط کارفرمای اصلی باید کنترل شود، ادامه داد: این موضوع با بی‌توجهی کارفرمایان رو به رو بوده و آنان خود را فقط مقید به «تامین اتاقک» می‌دانند.
وی با اشاره به این‌که پیمانکار برخی وسایل ابتدایی را در اختیار کارگران قرار نمی‌دهد، گفت: کارگران خود اقدام به تامین وسایلی چون تلوزیون می‌کنند.
این کار‌شناس ایمنی با نامناسب خواندن وضعیت سرویس‌های بهداشتی و استحمام کارگران در استراحتگاه‌ها گفت: در بازدید از این مراکز مشاهده شده در حمام‌‌ها شیرآب و دوش‌ها خراب است که استفاده از آن‌ها را با سختی روبه‌رو می‌کند؛ سرویس‌های بهداشتی نیز از بهداشت کامل برخوردار نیستند.
وی در خاتمه تاکید کرد: در کنار معوقات مزدی که اغلب شرکت‌های پیمان‌کاری منطقه پارس جنوبی گرفتار آن هستند، امکانات رفاهی – آسایشی نامناسب بر روحیه و انگیزه کارگران تاثیر منفی می‌گذراد.
[تصاویر ارسالی از کارگران]
وضعیت نگهداری آب شرب کارگران در کمپ
محفظه نگهداری یخ
ورودی استراحت‌گاه کارگران
داخل استراحت‌گاه
نمایی دیگر از داخل استراحت‌گاه
امکانات موجود خشک‌کردن لباس کارگران
 داخل استراحت‌گاه کارگران