تصاویر تسنیم، فارس و ایسنا، از سخنرانی شریعمتداری در دانشگاه شریف را میبینیم:
۱۳۹۲ آذر ۲۰, چهارشنبه
وینی مادیکیزلا ـ ماندلا دومین همسر ماندلا به حساب
میآید که حاصل ازدواج آنها دو دختر است. زمانی که دختر اول آنها ۱۸ ماه
داشت دوران طولانی زندان ماندلا که بیشتر آن در یک سلول در جزیره روبن بود
شروع شد. در طول دوران زندانی بودن ماندلا وینی توانست چند باری به ملاقات
همسرش برود و به سختی هر بار نیم ساعت او را ببیند.
وینی
ماندیکیزلا در ۲۲ سالگی با نلسون ماندلا، که در آن زمان یک وکیل دادگستری
مبارز بود، آشنا شد. آنها که هر دو در جنبش مخالفت با نژادپرستی فعال
بودند، در سال ۱۹۵۸ ازدواج کردند.
نلسون ماندلا در سال ۱۹۶۲ به همراه گروهی از رهبران کنگره ملی آفریقا دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. خود وینی ماندلا هم چند بار به خاطر فعالیت سیاسی علیه رژیم آپارتاید دستگیر شد. از جمله در سال ۱۹۶۹ به خاطر چاپ و پخش اعلامیه به زندان رفت.

هنگامی
که نلسون ماندلا در سال ۱۹۹۰ به عنوان قهرمان جنبش مخالفت با تبعیض نژادی
از زندان آزاد شد، آنها زندگی زناشویی ناآرامی را شروع کردند. وینی مدتی
رهبری سازمان زنان کنگره ملی آفریقا را به دست داشت. حرف و حدیثها اما
درباره تخلفات این همسر ماندلا بسیار زیاد بود. محافل سیاسی و هواداران
ماندلا به او هشدار میدادند که فعالیتهای مشکوک همسرش به حیثیت سیاسی او
لطمه میزند. علاوه بر پروندههای جنجالی، در حالی که شوهر وینی به اتهام
تروریسم و خیانت در زندان جزیره روبن مشغول گذراندن حبس ابد بود، پدر او به
سمت وزارت کشاورزی ترانسکی برگزیده شد. سرانجام این زوج پس از نزاعهای
شدید، در سال ۱۹۹۲ از هم جدا شدند و در سال ۱۹۹۶ به طور رسمی طلاق گرفتند.
وینی ماندلا در سال ۲۰۰۳ در دادگاهی به خاطر دزدی و کلاهبرداری به شش سال
زندان محکوم شد. همچنین اتهامهای مختلفی درباره سوءاستفاده او از سمت خود
در کنگره ملی وجود داشت. پرونده قطور او شامال 43 اتهام کلاهبرداری و 25
مورد اختلاس و سرقت بانکی بود.
وینی
که بیشتر از ۳۰ سال همسر ماندلا بود در دوران بیماری اولین رئیس جمهوری
سیاهپوست آفریقای جنوبی همراه گراکا ماچل،بیوه ماندلا در کنار همسرش حضور
داشت.
نلسون ماندلا در سال ۱۹۶۲ به همراه گروهی از رهبران کنگره ملی آفریقا دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. خود وینی ماندلا هم چند بار به خاطر فعالیت سیاسی علیه رژیم آپارتاید دستگیر شد. از جمله در سال ۱۹۶۹ به خاطر چاپ و پخش اعلامیه به زندان رفت.
۱۳۹۲ آذر ۱۹, سهشنبه
دلم کپک زده
آخ
که سطری بنویسم از تنگی دل
همچون مهتاب زده ای
قبیله یِ آرش بر چکاد ِ صخره ای
زه ِ جان کشیده تا بن ِ گوش
به رها کردن ِ فریاد ِ آخرین
کاش دلتنگی نیز
نام کوچکی می داشت تا بجانش می خواندی
نام کوچکی تا به مهر
آوازش می دادی
همچون مرگ که نام ِ کوچک ِ زندگی است
و بر سکو به وداعش به زبان می آوری
هنگامی که قطار به آن آخرین سوتش را بدَمد
و فانوس ِ سبز به تکان در آید
نامی به کوتاهی ِ آهی که در غوغای آهنگین غلتیدن ِ سنگین ِ پولاد بر پولاد
که به لب جُنبه ای بدل می شود
به کلامی گفته و ناشنیده اِنگاشته
یا نا گفته ای ، شنیده پنداشته
سَطری شَطری شِعری نجوایی یا فریادی گلو دَر
که به گوشی برسد یا نرسد
و مخاطبی بشنود یا نشنود
و کسی دریابد یا نه
که چرا فریاد یا با چه مایه از نیاز
وکسی دریابد یا نه که
مفهومی بودیم یا مصداقی
صوت واژه ای بودیم در آستانه ی ِ زایشی یا فرسایشی
ناله یِ مرگی بودیم یا میلادی
فرمان رَحیل ِ قبیله مردی بودیم یا نامردی
خانی که به وادی ِ برکت راه می نماید یا
خاینی که به کج راهه یِ نامرادی می کشاند
و چه بر جای می ماند آنگاه که
پیکان ِ فریاد از چِله رها شود
نیازی ارضا شده
پرتابه ای به در از خویش
یا زخمی دیگر به آماج خویشتن
و بگو با من بگو با من که می شنود و تازه
آخ
که سطری بنویسم از تنگی دل
همچون مهتاب زده ای
قبیله یِ آرش بر چکاد ِ صخره ای
زه ِ جان کشیده تا بن ِ گوش
به رها کردن ِ فریاد ِ آخرین
کاش دلتنگی نیز
نام کوچکی می داشت تا بجانش می خواندی
نام کوچکی تا به مهر
آوازش می دادی
همچون مرگ که نام ِ کوچک ِ زندگی است
و بر سکو به وداعش به زبان می آوری
هنگامی که قطار به آن آخرین سوتش را بدَمد
و فانوس ِ سبز به تکان در آید
نامی به کوتاهی ِ آهی که در غوغای آهنگین غلتیدن ِ سنگین ِ پولاد بر پولاد
که به لب جُنبه ای بدل می شود
به کلامی گفته و ناشنیده اِنگاشته
یا نا گفته ای ، شنیده پنداشته
سَطری شَطری شِعری نجوایی یا فریادی گلو دَر
که به گوشی برسد یا نرسد
و مخاطبی بشنود یا نشنود
و کسی دریابد یا نه
که چرا فریاد یا با چه مایه از نیاز
وکسی دریابد یا نه که
مفهومی بودیم یا مصداقی
صوت واژه ای بودیم در آستانه ی ِ زایشی یا فرسایشی
ناله یِ مرگی بودیم یا میلادی
فرمان رَحیل ِ قبیله مردی بودیم یا نامردی
خانی که به وادی ِ برکت راه می نماید یا
خاینی که به کج راهه یِ نامرادی می کشاند
و چه بر جای می ماند آنگاه که
پیکان ِ فریاد از چِله رها شود
نیازی ارضا شده
پرتابه ای به در از خویش
یا زخمی دیگر به آماج خویشتن
و بگو با من بگو با من که می شنود و تازه
» شاعر : احمد شاملو مدایح بی صله
من بامدادم سرانجام
خسته
بی آن که جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم.
هرچند جنگی از این فرساینده تر نیست،
که پیش از آن که باره برانگیزی
آگاهی
که سایه ی عظیم کرکسی گشوده بال
بر سراسر میدان گذشته است:
تقدیر از تو گدازی خون آلوده در خاک کرده است
و تو را
از شکست و مرگ
گزیر
نیست.
من بامدادم
شهروندی با اندام و هوشی متوسط.
نسبم با یک حلقه به آوارگان کابل می پیوندد.
نام کوچک ام عربی ست
نام قبیله یی ام ترکی
کنیت ام پارسی.
نام قبیله یی ام شرمسار تاریخ است
و نام کوچک ام را دوست نمی دارم
تنها هنگامی که توام آواز می دهی
این نام زیباترین کلام جهان است
و آن صدا غمناک ترین آواز استمداد.
در شب سنگین برفی بی امان
بدین رباط فرودآمدم
هم از نخست پیرانه خسته.
در خانه یی دل گیر انتظار مرا می کشیدند
کنار سقاخانه ی آینه
نزدیک خانقاه درویشان
بدین سبب است شاید
که سایه ی ابلیس را
هم از اول
همواره در کمین خود یافته ام.
در پنج ساله گی
هنوز از ضربه ی ناباور میلاد خویش پریشان بودم
و با شقشقه ی لوک مست و حضور ارواحی خزندگان زهرآلود برمی بالیدم
بی ریشه
بر خاکی شور
در برهوتی دورافتاده تر از خاطره ی غبارآلود آخرین رشته ی نخل هابرحاشیه ی آخرین خشک رود.
در پنج ساله گی
بادیه بر کف
در ریگ زار عریان به دنبال نقش سراب می دویدم
پیشاپیش خواهرم که هنوز
با جذبه ی کهربایی مرد
بیگانه بود.
نخستین بار که در برابر چشمانم هابیل مغموم از خویشتن تازیانه خورد شش ساله بودم.
و تشریفات سخت درخور بود:
صف سربازان بود با آرایش خاموش پیادگان سرد شطرنج،
و شکوه پرچم رنگین رقص
و داردار شیپور و رپ رپه ی فرصت سوز طبل
تا هابیل از شنیدن زاری خویش زردرویی نبرد.
بامدادم من
خسته از باخویش جنگیدن
خسته ی سقاخانه وخانقاه و سراب
خسته ی کویر و تازیانه و تحمیل
خسته ی خجلت ازخود بردن هابیل.
دیری است تا دم برنیاورده ام اما اکنون
هنگام آن است که از جگر فریادی برآرم
که سرانجام اینک شیطان که بر من دست می گشاید.
صف پیادگان سرد آراسته است
و پرچم
با هیبت رنگین
برافراشته.
تشریفات در ذروه ی کمال است و بی نقصی
راست درخور انسانی که برآن اند
تا هم چون فتیله ی پردود شمعی بی بها
به مقراضش بچینند.
در برابر صف سردم واداشته اند
و دهان بند زردوز آماده است
بر سینی حلبی
کنار دسته ای ریحان و پیازی مشت کوب.
آنک نشمه ی نایب که پیش می آید عریان
با خال پرکرشمه ی انگ وطن بر شرم گاهش
وینک رپ رپه ی طبل:
تشریفات آغازمی شود.
هنگام آن است که تمامت نفرتم را به نعره ای بی پایان تف کنم.
من بامداد نخستین و آخرینم
هابیلم من
بر سکوی تحقیر
شرف کیهانم من
تازیانه خورده ی خویش
که آتش سیاه اندوهم
دوزخ را از بضاعت ناچیزش شرمسار می کند
۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه
یک روز از زندگی شاد ایشان
18 آذر 1392
کاری
که میبینید شوخی است با پوستر فرزند بیشتر زندگی شادتر که تازگی در سطح
شهر تهران به صورت بیلبورد منتشر شده تا ملت را تشویق کند به بچه دار شدن.
پوستر، خانوادهای را نشان میدهد که شاد و خوشحال شش نفری سوار بر دوچرخه
با هم مشغول پا زدناند. خبری از مادر خانواده نیست احتمالا به خاطر مشکلات
شرعی دوچرخهسواری بانوان یا شاید هم به خاطر بارداری دیگری، گوشه خانه
تبعید شده و به گردش نیامده، تک دختر خانواده را هم روی صندلی آخر نشانده
اند که اگر صدایش در آمد او را هم بفرستند کنار مادرش. تصور کردم با این
وضعیت اقتصادی اجتماعی سیاسی کشور، در عالم واقع چه بر سر خانواده کذایی
خواهد آمد. نتیجه این شد.
کودکان معتاد در مناطق آلوده حضور دارند که سن و سال برخی از آنها به ۵ و ۷ سال هم میرسد
۱۳۹۲/۹/۱۸ایلنا:
قائممقام(دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر)، با اشاره به اینکه تعداد
کودکان کار که در چرخه توزیع مواد مخدر نقش دارند، زیاد نیست، گفت: کودکان
معتاد در مناطق آلوده حضور دارند که سن و سال برخی از آنها به ۵ و ۷ سال هم میرسد.
"طه
طاهری" در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره اعتیاد کودکان، اظهار کرد:
کودکان معتاد در ایران دارای والدین معتاد هستند که در جمع آنها معتاد
شدهاند.
وی
با بیان اینکه این کودکان بیشتر حاشیه نشین شهرهای آلوده هستند، افزود:
برخی از کودکان نیز در دوران بارداری از مادر معتاد خود، اعتیاد پیدا
میکنند که این کودکان در بیمارستان سینا درمان میشوند.
قائم
مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اینکه تعداد این کودکان زیاد
نیست، گفت: اعتیاد کودکانی که والدین معتاد دارند، یک واقعیت است. این
کودکان در مناطق آلوده حضور دارند که سن و سال برخی از آنها به ۵ و ۷ سال هم میرسد.
طاهری
در پاسخ به این پرسش که آماری از توزیع مواد مخدر توسط کودکان کار دارید،
افزود: این آمار زیاد نیست نمونههایی وجود دارد. تکدیگری در تهران مرتبط
با مسئله توزیع مواد مخدر نیست. اعتیاد کودکان خیابانی ریشه در توزیع مواد
مخدر ندارد بیشتر به دلیل حضور آنها در شبکههای تکدگری است.
وی درباره نقش ستاد مبارزه با مواد مخدر در مسائل مرتبط با اعتیاد به الکل، تصریح کرد: ستاد نقشی ندارد و ما نیز ورودی نمیکند
دیدنی های!
امضای بنر یادبود در رالی ماشین برای پاول واکر هنرپیشه مشهور آمریکا که هفته گذشته در اثر تصادف رانندگی درگذشت (کالیفرنیا)
خبرنگاران در حال مخابره گزارش های لحظه به لحظه درباره مرگ ماندلا از شهر ژوهانسبورگ
توقیف یک قایق حامل 19 پناهجوی غیر قانونی در ساحل جزایر قناری در اسپانیا
روز جهانی مبارزه با فساد در جاکارتا اندونزی
و باز روز بدون خودرو در جاکارتا
میدان ماندلا در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی
اردوگاه آوارگان در جمهوری آفریقای مرکزی
دو در لباس بابانوئل در لاس وگاس آمریکا
درگیری معترضان با پلیس استانبول در اعتراض به کشته شدن دو معترض کرد در استان حکاری ترکیه
آتش بازی در دهلی نو
جام جهانی اسکی در اتریش
تفنگداران دریایی آمریکا در یک کمپ نظامی در کابل
بدون شرح
همچنین بر اساس وعده مسولان فعلی کار ساخت واحدهای مسکن مهر در دو سال و نیم آینده به پایان میرسد. پروژه مسکن مهر به عنوان بزرگ ترین پروژه عمرانی مسکونی کشور در دولت نهم آغاز به کار کرد. تاکنون از دو میلیون واحد مسکونی در حال ساخت 600 هزار واحد مسکونی تکمیل و تحویل متقاضیان شده است. همچنین ساخت تعداد زیادی واحد مسکونی در شهرهای جدید پایان یافته است اما به دلیل نبود خدمات زیر بنایی و روبنایی امکان تحویل به متقاضیان وجود ندارد. در کرمان نیز از ۱۰۰۰۰ واحد مسکونی در حال ساخت کرمان ۲۰۰۰ واحد به متقاضیان تحویل داده شده است. در زیر گزاش تصویری رحیم بنی اسد آزاد عکاس خبرگزاری ایسنا از وضعیت نابسامان مسکن مهر در کرمان را در زیر می بینید.
اشتراک در:
پستها (Atom)