هر آنچه منتشر ميشود به قصد و هدف آگاهی رسانی و روشنگری است۰
ما حق "آزاد ی بيان" و" قلم" را جزء لاينفک مبارزه خود ميدانيم!
ما را از بر چسب و افترا زدن باکی نيست!
سلام به شهدای خلق!
سلام به آزادی!
مشهورترین روحانی در امر «استخاره» از تیر ماه سال ۱۳۹۲ در زندان انفرادی بهسر میبرد
دیگربان - مجید جعفریتبار یکی از مشهورترین روحانیون در امر «استخاره» از ۱۲ تیر ماه سال ۱۳۹۲ بازداشت و در زندان انفرادی بهسر میبرد.
جعفریتبار با حکم دادگاه ویژه روحانیت به اتهام «مالی»٬ «مرید و مراد بازی» و ادعا رابطه با «امام زمان» بازداشت و بیش از ۱۵۰ روز است در سلول انفرادی زندان «لنگرود» کاشان نگهداری میشود.
گزارش شده این روحانی در شرایطی که بیمار بوده برای مدتی در حصر خانگی قرار گرفته و پس از آن بازداشت و به زندان انتقال داده شده است.
این گزارشها از پلمب دفتر جعفریتبار در قم٬ فیلتر سایت استخاره وی و بازجویی از همسرش حکایت دارد.
نام جعفریتبار از سال ۱۳۷۲ به سبب «استخارههایی» که میگرفت بر سر زبانها افتاد و دامنه استخارههای وی به جایی رسید که ۱۳۲ خط تلفن به صورت ۲۴ ساعته به سئوال و درخواست مراجعهکنندگان پاسخ میداد.
رسانههای محافظهکار گزارش کردهاند وی علاوه بر ادعای ارتباط با «امام زمان» با مخابرات قرارداد داشته و به ازای هر استخاره مبلغ ۱۵۰ تومان دریافت میکرده است.
این رسانهها همچنین ادعا کردهاند شرکت مخابرات تاکنون بیش از سه میلیارد تومان به حساب این روحانی پول واریز کرده است.
اگر تا پیش از این شکارچیان و صیادان از غیر مجاز بودن کار خود آگاه بودند و میدانستند به ازای سود ایشان از کشتار انبوه پرندگان مهاجری که بخشی از کره خاکی را برای رسیدن به فریدونکنار بال زدهاند، یکی از بهترین تالابهای جهانی در زمره بدنامترین تالابها قرار گرفته و به عنوان قتلگاه پرندگان شناخته میشود، اکنون که دریافتهاند عزمی در مسئولان برای مقابله با این روند وجود ندارد، با خیالی آسودهتر به کار خود مشغولند.
اوضاع تا آنجا بیخ پیدا کرده که میبینیم وقتی مأموران محیط زیست برای بازرسی به این مناطق میروند، عدهای تفنگ به دست، راه را بر ایشان بسته و مانع حضورشان در منطقه میشوند و چنین تعرضی به قانون هم موجب نمیشود واکنشی علیه ایشان شکل گرفته و چه بسا تعداد کمی از پرندگان در سایه آنجان به در ببرند!
بدین ترتیب، اصلا جای تعجب نخواهد داشت که بشنویم و ببینیم صیادان منطقه به هیچ قیدی پایبند نیستند و حتی از خیر اسارت و کشتار انواع پرندگان حرام گوشت نیز نمیگذرند؛ نکتهای به غایت عجیب و تلخ که البته آن هم نتوانسته واکنشی در مسئولان پدید آورده و دستمایه تقابل ضربتی با این وضع دور از انصاف شود.
هر ساله با اتمام فصل کشت، بسیاری از مزرعهداران زمینهای کشاورزی خود را آب میبندند تا شبیه تالاب شود و بعد تا آن اندازه دام در منطقه میگسترانند که تقریبا هیچ پرندهای نمیتواند از افتادن در آن پرهیز کند و بدین ترتیب، بازارهای محلی پر میشود از شکارهای زنده یا کشته شدهای که بهترین شاهد برای نشان دادن غفلت آشکار مسئولان است.
اینجاست که میتوان دریافت هیچ کسی ـ چه از مقامات منطقهای و چه از مسئولان ارشد استانی و کشوری ـ از بابت نسل کشی گستردهای که در جریان است، نگرانی ندارد که اگر داشت، گامی ولو کوچک برای کاستن ابعاد این رویداد هر ساله برمیداشت و از نهادهای نظارتی برای سکوتشان مقابل این قانون شکنی وسیع گلایه میکرد و توضیح میخواست تا شاید در سایه این پیگیریها، دستکم کمی از شمار یک میلیون پرنده صید شده کاسته میشد!
کافی است به این مؤلفهها، غیر مجاز بودن اغلب شکارچیان منطقه را اضافه کرده و در نظر داشته باشیم این شکل صید و شکار بیرویه، هم نسل پرندگان مهاجر را به شدت تهدید میکند و هم بر خلاف توافقات بینالمللی بوده و به اعتبار بینالمللی کشورمان خدشه وارد میکند تا هیچ پاسخی برای چرایی سکوت مسئولان در این باره به ذهنمان نرسد.
بدین ترتیب عجیب نیست اگر روزی بشنویم نهادهای بینالمللی به ماجرا ورود کرده و از بابت نسلکشی پرندگان که هر ساله در فریدونکنار رخ میدهد، کشورمان را مستحق تنبیهاتی تشخیص دهند که اگر چنین اتفاقی روی دهد، معلوم نیست باید شکارچیان و صیادان فریدونکناری را در رقم خوردن آن مقصر بدانیم یا مسئولانی که برای بسیاری مسائل کوچکتر قاطعانه وارد میشوند اما چنین لطمه جبران ناپذیری به حیات وحش را ندید میگیرند؟!
جبهه النصره شاخه القاعده در سوریه روز شنبه 6-12-2014 از اعدام علی البزاز سرباز لبنانی که در اگوست سال گذشته توسط این گروه ربوده شده بود، خبر داد.
جبهه النصره در بیانیه خود اعلام کرده به دلیل عدم پاسخگویی دولت لبنان به خواسته های این گروه برای آزادی برخی زنان وابسته به جبهه النصره در زندان های لبنان، این سرباز را اعدام کرده است.
این در حالی است که ارتش لبنان در منطقه عرسال هجوم گسترده ای را علیه گروههای تندرو آغاز کرده است.
با انتشار خبر اعدام این سرباز لبنانی حزن واندوه همراه با خشم فضای خانواده های دیگر سربازان ربوده شده لبنانی را فراگرفته است.
برخی از خانواده های سربازان ربوده شده با تجمع در میدان "ریاض الصلح" در مرکز شهر بیروت، خواستار عکس العمل سریع دولت برای نجات دیگر سربازان ربوده شده لبنانی شده اند.
علی البزاز یکی از 27 سربازی است که سال گذشته جبهه النصره در منطقه مرزی عرسال آنها را ربود.
این گروه وابسته به القاعده در بیانیه ای تأکید کرد که اعدام این سرباز اسیر، در واکنش به اقدامات ارتش لبنان است.
النصره کرد که در صورت آزاد نشدن زنان زندانی، یکی دیگر از سربازان اسیر را اعدام خواهد کرد.
در پی دستگیری برخی از زنان وابسته به رهبران النصره به دست نیروهای ارتش لبنان، این گروه تهدید کرد که همه نظامیان اسیر لبنانی را اعدام خواهد کرد.
این دومین سربازی است که گروه جبهه النصره اعدام می کند. گروههای جبهه النصره و داعش در اوایل آگوست گذشته با نیروهای ارتش لبنان در مناطق مرزی این کشور با سوریه درگیر شدند و شماری از نیروهای لبنانی را به اسارت گرفتند. گروه هم تا کنون 2 نفر از سربازان اسیر لبنانی را سر بریده است.
مدرسه روستایی در شهر فلاحیه (شادگان) فاقد نيمكت است
Wed 3 12 2014
به گزارش فعالان حقوق بشر اهوازی، مدرسه ابتدائی “شهید جاسم عساکره” واقع در روستای “قیداری” در حومه شهر فلاحیه فاقد نیمکت بوده و دانش آموزان این مدرسه بر زمین می نشینند. روستای ” قیداری” با ٣٠٠ خانوار سکنه و ٢١٠٠ نفر جمعیت در سه کیلومتری مرکز شهر فلاحیه واقع است که تنها دارای یک مدرسه ابتدائی است و دانش آموزان این مدرسه جهت تحصیل مجبور هستند روی زمین می نشینند.
عبور لوله های ضخیم نفت وگاز از نزدیکی این مدرسه روستای قیداری یک پارادوکس واقعی است که حجم تبعیض نژادی اعمال شده از سوی دولت مرکزی را آشکارا نشان می دهد. علاوه بر عدم وجود امکانات آموزشی، مدارس شهرستان فلاحیه با کمبود معلم مواجه هستند و در بیشتر مدارس از نیروهای حق التدریسی و سربازان وظیفه دیپلمه استفاده می شود. دانش آموزان بعضی از روستاهای این شهر نظیر روستاهای نهرصالح، عگله، صوفیه، ام الصخر، نهرگبان، بیت عزیز، خروسی، ابوعاگوله، جفال و چند روستای دیگر با مشکل رفت وآمد به مدارس بدلیل عدم وجود جاده آسفالته، مواجه هستند.
براساس تحقیقی که در سال ۱۳۸۹ شمسی توسط دانشگاه چمران اهواز صورت گرفته است، دانش آموزان عرب از تبعیض شدید در بهره مندی از امکانات آموزشی رنج می برند. آمار امکانات آموزشی مناطق عرب نشین حکایت از پایین بودن سرانه کاربری آموزشی (نفر در متر مربع) در مقایسه با سرانه استاندارد طرح جامع شهری دارد. به گونه ای که در منطقه زرگان به ازای هر نفر هشت صدم متر مربع (۸ سانتی متر) و در کوی آل صافی شانزده صدم متر مربع (۱۶ سانتی متر) امکانات آموزشی وجود دارد در حالیکه این شاخص طبق استاندارد شهر اهواز در حدود دو متر مربع برای هر شخص است. وضعیت امکانات ورزشی نیز بدتر از وضعیت امکانات آموزشی است و در اکثر این مناطق امکانات ورزشی صفر مطلق است. شایان ذکر است که از جمله دلایل افت شدید تحصیلی در مناطق روستایی اقلیم اهواز، می توان نبود مدارس در روستاها، دور بودن مدارس از روستاها، عدم وجود امکانات ارتباطی و جاده های نامناسب جهت رفت وآمد را برشمرد.
ارسال: كريم دحيمي
ردپای فرهنگ ایران در موزههای استانبول
کلاهخود از دوران صفویه – موزه کاخ توپکاپی در استانبول
پژوهشگران و دوستداران تاریخ ایران اغلب در موزههای اروپا و آمریکای شمالی به دنبال آثار ایرانی هستند؛ غافل از اینکه در موزهها و مراکز فرهنگی کشورهای همسایه که با ایران پیوندهای تاریخی داشتهاند نیز چنین آثاری کم نیستند.
استانبول - یکی از قطبهای گردشگری در خاورمیانه - سالانه میزبان میلیونها گردشگر است. در میان جاذبههای این شهر، موزه کاخ توپکاپی جایگاه ویژهای دارد؛ مجموعه بزرگی از سده پانزدهم میلادی که برای حدود چهارصد سال محل زندگی سلاطین عثمانی بوده است. این موزه که روزانه پذیرای هزاران گردشگر است ظاهرا بیشترین بخش از آثار ایرانی را در استانبول در خود جای داده است.
بخوردانهای ماسهای از دوران اشکانیان – موزه باستانشناسی استانبول
بیشتر آثار ایرانی در توپکاپی از دوره صفویان است. دورانی پُر تنش میان ایران و عثمانی که با وقوع جنگ چالدران در سال ۱۵۱۴ میلادی به اوج خود رسید. درگیریها بیش از یک سده میان دو امپراتوری ادامه پیدا کرد تا در نهایت با امضای عهدنامه "قصر شیرین" در ۱۶۳۹ و تثبیت مرزهای ایران و ترکیه به شکل کنونی پایان یافت. موزه توپکاپی در بخش آغازین خود، نمونههایی از کلاهخود، زره و درفشهای سپاه ایران در همین دوران را به نمایش گذاشته است. بخشی از این آثار در جنگ چالدران به دست عثمانیان افتاده است.
سکه رایج در آناتولی در زمان تسلط هخامنشیان – موزه باستان شناسی استانبول
با به قدرت رسیدن سلسلههای افشاریه و قاجار در ایران، روابط با عثمانیان دوستانهتر میشود. "خنجر توپکاپی" یکی از آثار مشهور در این موزه، نمایانگر همین موضوع است.
در سال ۱۷۴۷ میلادی، محمود یکم (سلطان عثمانی) این خنجرِ جواهرنشان را به عنوان هدیهای برای نادر شاه به ایران میفرستد. اما در راه به فرستادگان خبر میرسد که پادشاه ایران به قتل رسیده و آنها نیز از میانه راه به استانبول بازمیگردند. تصویر این خنجر در کتابچههای راهنمای موزه و بسیاری از کارت پستالهای توپکاپی به چشم میخورد.
در تالارهای "گنجینه" در موزه توپکاپی همچنین تعدادی مدال شیر و خورشید از دوره قاجار نگهداری میشود؛ یکی از این نشانها از سوی دولت ایران به سلطان عبدالحمید دوم عثمانی اهدا شده است.
درفش ارتش ایران در جنگ چالدران – موزه کاخ توپکاپی
در منطقه تاریخی "سلطان احمد" در استانبول، در چند قدمی کاخ توپکاپی، موزه باستانشناسی استانبول قرار دارد. در این موزه نیز مجموعه قابل توجهی از دوران اشکانیان نگهداری میشود؛ از جمله مجسمههای سنگی و ماسهای، سرستونها و نقشهای تزیینی از معماری آن دوران که بیشتر مربوط به سده نخست پیش از میلاد هستند.
پیش از اشکانیان، در دوره هخامنشیان، شبه جزیره آناتولی در حدود دویست سال بخشی از امپراتوری ایران بود. در موزه باستانشناسی استانبول، یک ستون یادبود مرمری نیز از این دوره نگهداری میشود که به گفته پژوهشگران موزه، نقشهای آن نمایانگر تاثیر هنر ایران بر کار هنرمندان آناتولی در آن زمان است.
در کلکسیون سکههای موزه نیز نمونههایی از سکههای رایج در منطقه در زمان تسلط هخامنشیان به نمایش گذاشته شده است؛ سکههایی که نقش گاوی ایستاده بر دولفین را روی خود دارند.
یکی دیگر از موزههای استانبول که ردپای فرهنگ ایران در آن دیده میشود، موزه "خانه مولوی" است که ویژه شیوه زندگی و وسایل دراویش است. در این موزه نسخهای خطی از مثنوی مولوی به زبان پارسی نگهداری میشود که مربوط به سال ۱۴۷۵ میلادی است. خطاط این اثر مصطفی یاسرزاده معرفی شده است.
دیگر موزهها، کتابخانهها و مراکز فرهنگی ترکیه نیز باید دارای آثار گوناگونی از تاریخ و فرهنگ ایران باشند. شناسایی و ثبت این آثار، برنامه پژوهشی گستردهای را میطلبد. آثار فرهنگی ایران تنها به موزهها و کتابخانههای اروپایی و آمریکایی محدود نمیشوند.
نقشهای تزیینی معماری در دوره پارتیان – موزه باستان شناسی استانبولستون یادبود ساخته شده در آناتولی در زمان تسلط هخامنشیان با تاثیر از هنر ایران – موزه باستانشناسی استانبولنسخه خطی مثنوی مولوی از سال ۱۴۷۵ میلادی - موزه خانه مولوی در استانبولمجسمهای از دوره اشکانی، ساخته شده از ماسه – موزه باستانشناسی استانبول